دعوت به صندلی کریستالی

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:دوشنبه 22 مهر 1392-03:01 ب.ظ

با سلام به همه ی همکلاسی های عزیز

امیدوارم حالتون خوب باشه

میخوام  از خانم مریم زینی وند دعوت کنم که به صندلی داغ تشریف
بیارن

امیدوارم که دعوت بنده رو بپذیرند

 

اون سوالای داغ اساسی رو اماده کنید و انتالپی صندلی رو بالا ببرید

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به هم بخندیم

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:پنجشنبه 18 مهر 1392-10:44 ب.ظ

سلام به همه

پیرو با هم بخندیم های رسول باید عرض کنم که زندگی خود ما پره از موضوعات طنز  به همین خاطر من تصمیم گرفتم یه تعداد از اتفاقات جالب که برام اتفاق افتاده رو براتون بگم تا شاید به قول رسول با هم بخندیم

 

1.تابستون تلوزیون دائم تبلیغ میکرد خبری تازه در راه است،اخه لامصب بعد شیش ماه خبر چطور تازه مونده؟

2. تو ایستگاه مترو  نشسته بودم که مامور راهنمای مسافران مترو اومد پیشم نشست،مردمم دائم میومدن ادرس میپرسیدن  اما از مامور نه جوابی ونه نگاهی ونه حتی علایم حیاتی،مردمم ناراحت برمیگشتن

مامور رو به من :تورو خدا ببین کیا میان از ما سوال میپرسن؟

حالا بنده خدا انتظار داشت  منم تاییدش کنم

من:پ نه پ میخواستی لیونل مسی از بارسلونا بیاد ازت  سوال کنه؟!!!

3.مسخره ترین و خنده دار ترین جوکی که از رسول شنیدم این بود که رسول به من تک انداخت ز زدم میگه شارژ نداشتم!!!!!!!!!!!!

طرف بانک شارژه ها(تبلیغاتش کل وبلاگ و گرفته)

4.نمیدونم چرا از هر طرف اتوبوس رد میشی اگزوزش سمت صورت توئه؟

5.اولین شکست زندگیم وقتی بود که تو 18 سالگی فهمیدم حسین کعبی با 16 سال سن اومده تیم ملی

6.یعنی این بازیگرا خودشون حالیشونه چی میگن؟صب تا شب داد میزنن که برای بازیگری باید درسشو بخونی بعد خودشون بچه هاشون و میارن تو بازیگری

حالا بچه شم مامایی خونده ها

7.پیرمرد همسایمون فک میکنه من تو حوزه دارم درس اخوندی میخونم.هر دفعه که من و میبینه میگه پس کی امامه میذاری؟

تو رو خدا من ،هادی رجبی،یه لحظه تو لباس اخوندی تصور کنید!!!خخخخخخ باز ممد همتی رو تو این لباس میشه تجسم کرد خخخخخ

تازه اون روز رفتم تو پارک محل دارم یه کتاب پونصد صفحه ای میخونم که یکدفعه یادم افتاد اینجا که نشستم پاتوق اون پیرمردست، وای دده الان میاد فکر میکنه این کتاب قرانه و شروع میکنه سوالای شرعی پرسیدن، حالا بیا این و جمع کن

اخوند ،،،،پیرمرد همسایه،،،من،،،،کاهن معبد امون،،،،،،،زلیخا،،خخخ

8.نشستم تو تاکسی که یهو یه ماشین پیچید جلو ماشینی که من توش نشسته بودم، راننده تاکسی هم سریع سرشو از شیشه برد بیرون و شروع کرد به فش دادن(ههووویییی تشتک،،قارپوز،،،مادر،،،)یه چند قدم جلوتر نرفته بودیم که راننده ی ماهم پیچید  جلو یه ماشین دیگه اون راننده هم سرشو اورد بیرون و شروع کرد به راننده ما فش و بدو بیراه(ههوووییی فلان فلان شده ی عمه ننه ، بیام پایین یه فیلیپینی بزنم صدای بزمجه بدی،داوار مگه چشم نداری،،مادر،،،)فک کنم یه چند قدم جلوترم اون پیچیده جلو یکی دیگه و این داستان ادامه داره

مواظب باشید اگه این سلسله مراتب رانندگی تو ایران به شما رسید سرتونو بیرون نیارید

 

فعلا...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

sarbedaran

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:سه شنبه 21 خرداد 1392-10:20 ب.ظ

سلام بچه ها 


امیدوارم که امتحانات رو با موفقیت پشت سر گذاشته باشید

من یه وبلاگ شخصی برای خودم زدم دوست دارم شما هم از وبلاگم دیدن کنید
خوشحال میشم اگه نظرم بذارید
ممنون


اینم ادرس وبلاگ 
sarbedaran72.mihanblog.com



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لحظه های سقوط

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:سه شنبه 21 خرداد 1392-10:15 ب.ظ

در لحظه ی سقوط قوانین هیچ کمکی به فیزیکدانان نکردند

تنها خدا بود که دست انان را گرفت
هرچند که او را نمیشناختند



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بد جور حالم و گرفت

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:یکشنبه 12 خرداد 1392-02:35 ب.ظ

بشین صب تا شب درس بخون اخرشم  هیچ


به قول دکتر صدقی اگه شب امتحان بخونی مغزت سوءتغزیه میگیره

خدا وکیلی خیلی آسون بود ولی هر چی فک کردم روابط یادم نیومد که نیومد

بد جور حالم و گرفته

یعنی از ترم بعد اگه من نخوندم 

از ترم بعد اگه ....

خداییش این ترمودینامیک چی داشت 
من موندم تو یه شب کل کتاب رو میخونی ولی تو یه ترم 4 ورق نمیخونی
چه جوریاست؟
اصلا این خر خونا راه ما بیراه
  راه حل دو ساعت پای کتاب نشستن چیه؟
چطوره که وقتی مطلب و دوس داری مث هولو 4پنج ساعت پاش هستی و احساس خستگی نمیکنی؟(منظورم اینترنت وفیس بوکه)

نگو نمیرم فیس که خداییش ناراحت میشم.دیگه  همتون و اد کردیم دیگه
یا به قول دی جی جعفر
بگو ببینم چرا درس نمیخونی................................................................ها(با لحجه ترکی)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از کجا باید فهمید؟

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:شنبه 11 خرداد 1392-10:21 ق.ظ

ایا راهی در جهان هست که به وسیله ی ان بتوان به شناخت چیزی یقین پیدا کرد؟


میگویند تو باید میفهمیدی ولی.ازکجا؟وچه چیزی را؟

میگویند توباید درک میکردی ،آخر چرا؟وچه چیزی را؟

ایا به این رسیده ایم که نرسیده ایم؟

و صدها سوال دیگر که تا قدمی برای فهمیدن انها بر نداریم همیشه یک سوال باقی میمانند
پس باید رفت تا شاید رسید




مزه را کی میفهمیم؟






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همینجوری

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:شنبه 11 خرداد 1392-09:57 ق.ظ






ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطره ها

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:دوشنبه 30 اردیبهشت 1392-11:25 ب.ظ

یاد باد ان روزگاران یاد باد





منزلگاه عشاق(شهر چای)

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما دهه شصتیا

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392-02:23 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سریال خاطره ها

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392-12:49 ق.ظ

دوستان برای دیدن عکسا روی هر عکس راست کلیک کرده و new tabباز کنید.افتاد؟

یادش به خیر ورودی بودیم


عکس بالا بعد از امتحان ریاضی 2بود
عکس پایینم واسه ترم یک


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چی میگه؟

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392-12:00 ق.ظ

عموم بود هنوزم هست
اونروز به بابام گفتم عاقا یه 2 تومن بده یه Apple بخریم خیلی دوست داریم خوب
بابام گفت Apple این گوشی خوباس 
منم گفتم بعلههههههه
عمومون برگشته میگه ما همسنه شما بودیم نمیدونستیم موبایل چیه 
خوب عموی من فدات شم
شما هم سنه گراهام بلی
استیو جابز جای بچته چه مثالیه که میزنی
بازاره ما هم کساد میکنی

گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه زنگ زدم بهش میگم :
من : گوشیم تو ماشینت جا مونده
+ میدونم
من : زنگ خورد جواب ندیاااا
+ اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تورو بدم
من : خب حالا چرا عصبانی میشی ، کسی زنگ نزد ؟؟
+ نه فقط رضا اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه
من: واسه چی اینو گفتی ؟
+ چون قبلش به مسعود قول دادم باهاش بری استخر :)))

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا؟

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:دوشنبه 2 اردیبهشت 1392-07:47 ق.ظ

بچه که بودیم بچه بودیم،بزرگ که شدیم ،بزرگم نشدیم،دیگه بچه ام نبودیم.اردیبهشت که نیست اردی جهنم است این روزها که فکر میکنیم تمام شود،بگذرد،


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حرارت وترموصندلی 4 واحد اختصاصی

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:دوشنبه 26 فروردین 1392-11:01 ق.ظ

به نام خدا

کدام خدا؟

همان خدایی که پدرم گفت هست!!همان خدایی که همیشه ازش میترسم! همون خدایی که بهش ایمان واقعی نیاوردم

ولی اطمینان دارم همیشه هوامو داره

بنویسید که طوفان وطلاطم شده است ،بنویسید قناری و بخوانید قفس،بنویسید خدا و بخوانید هوس

هی بچرخید و بچرخید خدا پشت خدا گم شده است،گرچه بابا غم نان میخورد و ما نان را

اخرین خط بنویسید بزرگ است خدا

بچه ها این صندلی تا فردا شب ادامه داره،از اینکه لطف کردید و این برادر کوچیکتون رو مورد محبت قرار دادین ممنونم


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعتراض

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:جمعه 7 بهمن 1390-02:56 ب.ظ

دوستان خوبم

سلام این یک وبلاگ کلاسی هستش نه یک وبلاگ قومیتی من از اینکه شماها مطالب خوبی راجع به قوم ها مینویسید ناراحت نیستم ولی تو این کلاس خوشبختانه از قوم های دیگه هم هستن ولی نمیدونم چرا مدیر ونویسنده های جدید اینجا رو یه محیط برای افکار نژادی در نظر گرفتن

به خاطر اینکه اینجا یه محیطه قومییتی شده ترجیح میدم که از جمع خوبتون  خداحافظی کنم وذیگه عضو گروهتون نباشم 

دوست داشتم محیط وبلاگ متعلق به همه باشه

البته من به نوشته هاتون احترام قایلم ومعتقدم ما باید از فرهنگ قوم هامون محافظت کنیم نه با تخریب فرهنگ دیگه

ای ایران به امید سربلندی همه ی اقوام تو

خداحافظه همگی

شایدم من در اشتباهم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یه خبر بد

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:پنجشنبه 22 دی 1390-03:23 ب.ظ

شهادت هنر مردان خداست

دیروز یکی دیگر از دانشمندان ما ترور شد

در انفجاری که صبح دیروز در مقابل دانشگاه علامه تهران رخ داد، دکتر مصطفی احمدی روشن دانشمند هسته ای به شهادت رسید.
به گزارش خبرنگار سیاسی مشرق، ساعتی پیش انفجار مهیبی در مقابل دانشگاه علامه تهران رخ داد که طی آن دکتر مصطفی احمدی روشن دانشمند هسته ای به شهادت رسید.

جزئیات این حادثه تروریستی به شرح زیر است:

*شهید احمدی روشن از دانشمندان هسته ای متولد سال 1358 و استاد دانشگاه صنعتی شریف بوده که در سال 1382 از این دانشگاه فارغ التحصیل شده است.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرگ بهتر است یا

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:چهارشنبه 21 دی 1390-11:31 ب.ظ

سلام به همه ی دوستان

سلام به همه ی کسانی که جنبه داشتن

سلام به کسانی که هنوز اصالت خودشونو از دست ندادن

امشب فقط واسه درد دل این پستو گذاشتم . از وقتی اومدم دانشگاه چیزاییرو دیدم که البته شنیده بودم ولی فکر نمیکردم دیگه اینقدر احمق(دور از شماها)یه جا تو یه دانشگاه جمع بشن.

یه عده الاغ عقده هاشون داره مثل یه دمل چرکین سر باز میکنه و اطرافیانو ناراحت میکنه.

حتما اطراف شما هم کسانی هستند،کسانی که شروع به کارایی مثل سیگار کشیدن، مواد ،مشروب ،یا چیزایی که بخدا ادم شرم داره از فکر کردن....

نمیشه یه لحظه ام به این فکر کنید که شما برای هدفی به دنیا اومدین یا به این فکر کنید که پدر و مادر شما به امید این روزهای شما زحمت کشیدن که موفقیت شمارو ببینن نه دریوزگی برای توجه و عقده گشایی شما.

دوستان بخدا من چیزایی که میگم از نزدیک دیدم من انتظار یک ملت رو برای یک منجی دیدم ولی افسوس که این منجی این چنین یارانی داره

خداوند سرنوشت هیچ ملتی رو تغییر نمیدهد مگر به دست خود ان ملت

اخه کدوم ملت قربونت برم  ملتی که دانشجوش اینه سالی ماهی حموم تجربه نمیکنه دانشجویی که  ...

دیگه زیاد بازش نمیکنم شما خودتون با اینا دارید زندگی میکنید.

با این حال که دیدن این مسائل  میخواد امید من رو برای یه روز بهتر برای ایران عوض کنه ولی من همچنان امیدوارم چون دوستانی در اینجا دارم که با هم این اوضاع رو عوض میکنیم فقط کافیه کم نیاریم واسه این که خسته نشی این بار من خشت میذارم تو سیمان.

باید خودمون درستش کنیم ان تقومو لله .... 

دوستان اگه چیزای بدی گفتم منو ببخشید از فرط شاکی بودن بود خدا شاهده   بازم ازتون معذرت میخوام به خاطر حرفایی که خریدار نداره                              

بر سنگ قبرمان تاریخ نزنند         تا ایندگان ندانند بی عرضه گان                  این برهه از تاریخ ما بوده ایم(دکتر شریعتی)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حرفه ای ها

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:یکشنبه 11 دی 1390-11:25 ب.ظ

سلام به همه ی همکلاسیها

تورو خدا اونایی که خوب بلدن تقلب کنن به بقیه ی بچه ها هم کمک کنن

نه مثل بعضیا که فقط دست بگیر دارن و یا مثل بختک میفتن روی برگشون و نمیذارن گوش چشمی به برگشون داشته باشیم  اخه ناسلامتی ما هم کلاسی هستیم غریبه که نیستیم والللللللا.

مگه شما نشنیدین "وامرهم شورا بینهم"

اولتیماتوم

امتحان معادلات در پیش است هرکی نرسونه ایشالله سوسک بشه ،اونایی که نرسونن باور کنین باید تو وبلاگ رو صندلی داغ بشینن میگی نه نگاکن.

راستشو بگین کدوماتون خیلی تو این کارا حرفه ای هستید

اصلا چطوره انتخابات بذاریم انتخابات مجلس نیستا ،یه انتخابات سادست،انتخاب برترینهای تقلب .هر کی منتخب بشه باید صندلی داغو تحمل کنه،رای تونم پس نمیدیم.سیاسی نبود باور کنین!

کی حرفه ای تقلب میکنه،به نظر شما؟

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انسانیت ما

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:شنبه 10 دی 1390-03:17 ب.ظ

تمام لحظه ها خشکیده اینجا

                                                                     همه اندیشه ها از یاد رفته است

به این نسلی که در راه است سوگند

                                                                      که نسل ادمی بر باد رفته است

بجز هنگام  قطع ریشه ی دل 

                                                                     کسی با تیشه ها کاری ندارد

چه امد بر سر اندیشه ی ما

                                                                  که دانستن خریداری ندارد

اگر میگفت سعدی ادمییت

                                                                 نشانش بر لباس ادمی نیست

                                  نمیدانست نسلی خواهد امد

                                                                                                          که حتی در لباس ادمی نیست

                                                                   




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معمای انیش جون

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:پنجشنبه 8 دی 1390-08:33 ب.ظ

سلام به بچه های باهوش

در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
۳) این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند. سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟

راهنمایی:
۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی
۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند! شماچطور؟؟؟

البته همکلاسیهای من جزو اون دو درصد هستند 

این طور نیست ؟؟؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یلدا شب طولانی ما یا اونها

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:چهارشنبه 30 آذر 1390-01:17 ب.ظ

خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان

کین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

امشب شبی هست که شب کنار هم بودن خانواده هاست با اینکه ما دور از خونه ایم ولی دلمون با اوناست  .

راستی میدونستید میوه ی شب یلدا انار هستش نه هندوانه واین رسم هندوانه خوردن تو این شب یه رسم من دراوردی که توچند سال اخیر باب شده وشما جایی از تاریخ پیدا نمیکنید که شب یلدا هندونه خورده باشن.

حتما اینم نمیدونید که از دید طب سنتی خوردن هندوانه این موقع از سال باعث انواعی از بیماریها مثل سرماخوردگی میشه.اگر راجع به این مورد بیشتر میخواید بدونید به ادامه ی مطلب برید

دوستان بیاید این شب یلدا رو به یاد همه کسایی که مثل ما از خونه دورن سربازها و...جشن بگیریم و همین شب ارزو کنیم تا همه شب یلدارو خوش بگذرونن

به امید روزی که هیچکس فکر نون شب یلدا نباشه

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic