تبلیغات
دانشجویان فیزیک ارومیه - اندر احوالات

اندر احوالات

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:سه شنبه 13 اسفند 1392-12:11 ق.ظ

    عجب که بهار انگار به ارومیه هم می رسد.  این برودت و آشفتگی آب و هوا که فرنگ رفته ها گفته اند به لندن شباهت دارد، طاقت ما را طاق کرده یا به قول امروز ِ روز آمپر ما را زده بالا و این حشرات موزوی مزاج هم که تصدق صدای ظریف بال های کژ شان بشم به وقت عربستان ظاهر شدند و هی با شعار "با یه گل بهار نمی شه" به تولید دور هم دست زده اند و در محیط محترم خوابگاه احساس می شود که ما موجودات موزی شان هستیم .
    این گروه زیست که من در ابتدا بر این باور بودم که مهمان دار تربیت می کند (از آن هایی که همیشه آماده اند). این روز ها باز آن طویله ی گیاهی -حیوانی شان دارد کولاک می کند و طیف عظیم سفِ سلف روندگان رو مست و خراب می کند. این بنده حقیر بار ها گفته ام اگر این بوها نبود من می رفتم در این رشته و تا به حال برای سرطان واکسن عرضه کرده بودم البته ممکن است به ذهن کوته بین شما برسد که سرطان عامل ویروسی ندارد اما من باید به شما بگویم که شما بهتر است در حوضه تخصص تان که هنوز در آن تخصص نگرفته اید حرف بزنید و زیست شناسی را به من و سفید پوشان گروه زیستِ گیاهی بسپارید و شما نمی دانید و من می دانم که این سفید پوشان اگر لباس سفید شان را در هنگام خارج شدن از آزمایشگاه بیرون آورند و از چوب لباسی آویزان کنند و سپس به سلف یا به بوفه سر بزنند ممکن است که اتفاق خیلی خوف ناکی بیفتد که در ادامه تبیین می کنم. شاید در ابتدا فکر کنید این جنس مذکر نمای گروه محترم زیست از تنبلی شان لباس از تن نمی کنند و با روپوش سفید می گردند در حالی که از این نکته نباید غافل شد که یک پسر هر چقدر هم که اینچِ حوصله اش زیاد باشد باز کاری نمی کند که موجبات فیلم شدگی اش فراهم شود، اما در مورد جنس های مونث، این بانو های محترم به پوشش خود اهمیت وافی می دهند و حاضر نمی شوند لباس همسان با هم کلاسی شان بپوشند (گرچه تنی چند از دُفوف شیمی روپوش فیت، سایز در حد لاتکس می پوشند که منِ بنده از ایشان راضی هستم). پس یک فخر فروشی در این رفتار مستتر است که ما را در عجب می گذارد.
    این گروه مظلوم ریاضی که یک ربع آن ها نابغه علوم رایانه هستند و تنها دانشجویان دانشکده اند که اگر سواره باشند و ببینند یک دانشجوی بدبخت ِ فلک زده سالانهِ سالانهِ به سمت سلف می رود همانند این جانب، او را می رسانند هر چند سر پیچ ها با کلاچ دور بزنند. من که از این گروه به جز یک استادشان راضی هستم و امید وارم خداوند هم راضی باشد. 
    این گروه نامرئی زمین ششناسی خودشان را از پشت به دانشکده علوم چسبانده اند و بدون هیچ سر و صدایی فارغ التحصیل می شوند و می روند. خوب است  بعضی موقع ها که از زندگی سیر شدید و نفس تان در چند مرحله بیرون می آید به این گروه سری زده و به تماشای کوه و کمر بنشینید تا روحتان خنک شود.
    اما گروه بی حیا و از خود راضی و همه چی دان خودمان که فقط کافی است به یکی مان بگویند الف تا ما پرده ای از روی مجهولات نمانده باشد که ندریم و خودمان را ماچ نکنیم. یک زمانی قبل از دامیّان همه چیز دسته ما بود و هیچ کس راضی نبود، حالا حداقل خودشان راضی اند. اگر قرار بر رآی گیری باشد ما از نصف دانشگاه بیش تریم البته به لطف ریاست خودمان در سال های دور و نزدیک. همیشه به خاطر جانفشانی های اساتید و دانشجویان دکتری مان در سایر دانشکده ها از انزجار و تنفر خاصی از طرف سایر دانشجویان برخورداریم و ته دلمان غش می رود و هنگامی که دردِ دل میکنند که فلانی یه سه و نیم ثیت کرد زیر پوستی نیش خند می زنیم که این هم فقط از شوخ طبعیِ ما سرچشمه می گیرد. باشد که رستگار شویم.

ژاندر شناسی علوم 1393
من ا.. توفیق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 12:30 ق.ظ
.



آنهایی كه نان را فقط سر سفره می بینند،
هرگز نمی خواهند بدانند چطور پخته می شود!
چنین موجوداتی بیشتر ترجیح می دهند خدا را شكر بگذارند تا نانوا را...
اما كسانی كه نان می پزند
می دانند كه هیچ چیز حركت نمی كند مگر اینكه به حركتش آورده باشند!
" گالیله گالیله است _ برتولت برشت "اینم یه جمله دیگه
پاسخ محمد همتی : قانون علیت که سر و ته تفسیر شود اینگونه می شود
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 09:42 ب.ظ
یه کی این حوالی یه کتابی درمورد اشپزی میخواست گفتم بگم شاید ببینه .کتاب ازسیر تاپیاز نجف دریابندری (از بچه های جنوب نویسنده ومترجم بزرگ) این روزام متاسفانه حالشون بده که کتاب باهمکاری همسرمرحومشون خانم رستگار به رشته تحریر دراوردن ...الان یه کمی گرون شده اما میارزه !!!من 4سال پیش کل عیدیمودادم خریدمش ...خخخ ازاونجایی هم که دیگه جهاز به من تعلق نمیگیره !!!همینو میبرم خونه بخت!!!از طرز تهیه ادویه عرب وعجم تا اااااااهمه چی ته پیاز .خیلی جالبه!!!باهاش میشه یه غذاخوری زد...حتی عکسای داخل کتابم خودشون تهیه کردن ....
oshin
پاسخ محمد همتی : من به شخصه عشقم غذا های عربیه لامصب ها کارشون درسته بر خلاف غذا های آبکی شمالی البته همه ی غدا های ترکی که با چیزی نمی شه عوض کرد البته بعضی از غذا های کردی هم حرف نداره منظورم غدا های بدون سبزیجات شون، شما رو نمی دونم ولی من که نون سبزیجات دوس ندارم
من ذائقه هم قویه ولی آشپز نمی شم واسه مادرم هم جسارت نمی کنم کتاب آشپزی بگیرم
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 09:31 ب.ظ
آندریا : «سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد.»
گالیله: «نه آندریا ، سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد.»

"زندگی گالیله،برتولت برشت ...حالی داره اگه نمایشنامه خونی رو اگه ادم بااثاربرشت شروع کنه قبلا وقتی ابله بودم ازش زیاد میخوندم الان هیچی ازش نمیخونم امااین گالیله گالیله است .معرکه اس....
یه ادم ادم است .هم داره.
oshin
پاسخ محمد همتی : عقاید سوسیالیستی برشت همچین هم بد نیست البته باید توجه کنی تو چه زمانی بوده
من هم گالیله رو دوست دارم
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 12:40 ق.ظ
تورو خدا اقای سیروس محمدی ...من عاشق اون شخص ماهشم ...راسته میگن برکنارش کردن ؟اخه چرااااااااااا؟
پاسخ محمد همتی : بنده نظر خاصی ندارم
اما اگه گذرتون به کتاب خونه مرکزی افتاد اون عکس شیمی-فیزیک رو یه نگاه کنین
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 10:14 ب.ظ
ملتی که قبول میکنه کمیته امداد داشته باشه حقشه هرچی به سرش میاد...فرزند یه خونواده هفت نفره بی سرپرست باته مونده پول توجیبی من میخواد چیکارکنه؟اره ماملتی هستیم که سی واندی سال در عصر تکنولوزی سرروغن سهمیه ای که انقدر ترانسش بالاست توصنعتم ازش استفاده نمیشه سرهموشکوندیم ...دانشجوی نخبه اش سر عناد داره با اگاهی ...ازاسمشم رم میکنه...!!(امروز یکی رو دیدم داشت این اطلاعیه انتشاریکی ازاین نشریاتو پاره میکرد)چه انتظاری میشه ازاین گله داشت...شما به کربلابرید اقایون!!!مااینجاهمه شب روزگارمون عاشوراست....
oshin
پاسخ محمد همتی : والا
حیا ندارن که
جمعه 19 اردیبهشت 1393 06:13 ب.ظ
درس نخوندم هیچی !کاش میرفتم مارموش(مارمیشو)همه هم رفتن درس بخونن! باریده امروز...اردبیل این موقع بخاریا روشنن اما اینجا میپزه ادم...غذای همسایه ررواشتباهی زیرشوزیادکردم سوخت (خودمم خبر نداشتما...)خودشم اونجا نبوودا نمیدونم چه جوری فهمیده...منم زیرش نزدم اماخیلییییی بدشد...موندم یه بار نشد ما کاری بکنیم ولونریم از جیب بابا بزرگم میزدیم(6سالم بودا الان محمد امینم والا...دوران نفهمی بود دیگه.نمیدونم چرازاین کارا میکردم؟تقصیر این فیلما بودفک کنم... لوک خوش شانس رابین هود) بستنی رونخورده همون روز کتک میخوردیم مشق نمینوشتیم سلسله ای میخوردیم کتکو...(بعدا که زرنگ تر شدم جملاتو جامینداختم این دوست من سر امتحان یکی ازاین استادا این کارو کرده بود اینجام جواب میده ...)الانم ازبین 30 نفر ...موندم...خخخخخخ ...باید بهش میگفتم این قابلمه های مارم یه ندایی بده شاید اومدن....
oshin
شنبه 13 اردیبهشت 1393 09:10 ق.ظ
اخه میدونی چیه...؟جزمن کسی نبود .منم یادم نمیاد اصلا جز یکیش که حضورش باقیه و همیشه مستدام باشه به بقیش دست زده باشم.اب شدن بخار شدن اصلا نیستن .توروخداگیج میج نگو توخونه میمونما!!فضاییا بردتشون !!ارهههههههه ....همینه !حتی حمومارم گشتم ...(چه معلوم شاید یکی تشت کم اورده!!!)نبود...کش رفتنیم نبودن...(زیادی شکسته نفسی شد!!!)
پاسخ محمد همتی : پیدا می شه ایشا ا...
امید تون رو از دست ندین
شنبه 13 اردیبهشت 1393 12:39 ق.ظ
قابلمه هامون گم شدن!!!سه تاشم باهم !!!یعنی کجامیتونن رفته باشن ...؟مژدگونی داره هرکی پیداکنه...نشونیشم سه تاشم برنجی ان ولب ولوچه شون اویزون وکجه...(110جواب نداد!!!)
پاسخ محمد همتی : هم اتاقی گیج ندارین !
مال ما رو که هم اتاقی گیج مون دور ریخته بود !!
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 02:13 ب.ظ

بعضیا میگن:
من کوچیک تر از اونم که از این حرف ها بزنم...
ولی من میگم...
با یکم عصبانیت هم میگم!
چقد کتاب می خونید؟!
چقد کتاب می خونید؟
مُده که بعضی از جوونا ساعت ها توی بلوارها دوُر دوُر می کنند...
چقد کتاب می خونید؟
مُده که بعضی از خانوما از ماهی 30روز، 24 روزش تو آرایشگاه اند...
چقد کتاب می خونید؟
مُده که از 1 شب تا 5 صبح توی فیسبوک، دارند چت می کنند یا راجع به مسائل بی اهمیت نظر می ذارند...
چقد کتاب می خونید؟
مُده که سریال ترکیه ایی می بینیم در 444 قسمت!
چقد کتاب می خونیم؟
مُده که بعضی از جوونا درگیر ِ مدل اتومبیل، مدل مو و فاق شلوارند..
چقد کتاب می خونیم؟
کاش کتاب خوندن مُد بود!
کاش کتاب خوندن مُد بود...
سرانه ی مطالعه ی هر ایرانی در هر سال فقط چند دقیقه ست!
و سرانه ی توی اینترنت بودنِ هر ایرانی در هر سال هزاران ساعتِ...!!
کاش کتاب خوندن مُد بود...!
شوخی کردم -مهران مدیری
پاسخ محمد همتی : سرانه ی تو اینترنت بودن رو بی خیال بشی خیلی درسته
یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 10:21 ق.ظ
خیلی پاسور خوبی هستین!!!
در نرین دیگه تا علی اقا نقد بشه !!!اخه چرا نسیه؟؟نالوتی نباشیددیگه ببین دارم ریش گرو میذارم!!فک کنم شماهم ازاونایی هستین که بایه گل !!صندلی نمیشین!!بیا ازفردا خدمتتون ایمضاجمع میکنم...
پاسخ محمد همتی : عجله کار شیطونه
صندلی داغ علی نه این که همه دوسش داریم باحال می شه
شنبه 6 اردیبهشت 1393 12:08 ق.ظ
من موندم اصلا اینا تواون مخیله شون چیزی دارن!!(سرانگشتت رودوروزببندی کبودمیشه حالاچه برسه به کلشون...)150میلیون نفر!!یاابلفرض !!تواینش موندن...ازهمون انگلا مرکل که ضعیفه ش خطاب میکنی!!خجالت بکش..."مرد"بودن یه هویته نه یه تصادف طبیعت...راستی اگه طبیعت برای انسان هم همون رویه رو در پیش میگرفت کهدر مورد سایر موجودت ...اون وقت مطمین باش جنس نر جزهمون نقشی که تواجتماع زنبوراداره نبود...جز معدودی"مرد"هستن...اقای همتی شماهم ادم جالبی بنظرمیرسید...(نمیشناسیمتون که!!)خوشحال میشیم اگه این دفعه خودتون روصندلی بشینید...خواسته چندتا همکلاسی که بعدا اسمشونو ذکر میکنند...پیشاپیش تشکر...
پاسخ محمد همتی : خیلی ممنون !
داریم علی رو واسه صندلی آماده می کنیم حالا تا بعد
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 10:02 ب.ظ
"اقا"گفته زن ومرد "برابر"نیستن ...اخه ...چی بگم اصلا تو ایه تو هرچی که میخوایی ...منم مورچه حشره وزغ اصلا هرچی بگی ... من موندم خدایی شما ها دیگه خیلی تعطیلاتید اخرشین ...شکمشون سیر دیگه!!!دلم انقد پره ازتون که اگه خدام قیامت نکنه خودم ولتون نمیکنم ...نامردا... مصداق عینی همون جمله ای هستین که ادم بد هیچیش نمیشه ناله نفرین که به جایی نمیرسه بذا ازین به بعد دعای خیر کنم!!!خداسایه تونو کم نکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ محمد همتی :
یکشنبه 31 فروردین 1393 09:35 ب.ظ
فیلسوف همتی!!اخوی انشاالله حاجیت کنیم!!!!الان تمام بچه زیستا اولتیماتم دادن علیه ت خوراک جک وجونورت کنن!!الان خودمن بالای تختم (بذابشمارم)15 تا دوست دارم باهم داریم به خوبی خوشی همزیستی میکنیم موندم ایناچیزی نمی خورن اخه اصلا ازجاشون تکون نمی خورن... دلم نمیاد بتارونمشون این مدت بهشون دل بستم اونا فک کنم همین حسو دارن...دیگه احساسیه نمیشه حسابش کرد ...اون قصه گیل گمش روهم احمد شاملو نوربه قبرش بباره(بیچاره اون یه وجب خاکم واسش زیاد میدونن از سنگ قبرشم میترسن میزنن میشکننش نامردا!!!)بازنویسی کرده...(قسمت نشده خودم بخونم!!!)امابگم یه همچین کتابی هست !!!بابابزرگ من هم یه داستان بود "جیرتدان"اینو هی داشت تو ورزنای مختلف واسمون میگفت ....رفتی خونتون از روی مامان بزرگتون ازطرف منم ببوسین ...اینیم که درمورد گروهخودمون نوشتی والللللللللللللللللاه درسته خصوصا استاداش انگاری علامه دهرن دلم ازشون خونه بخوام خالی کنم یه کتاب 600 به بالا میشه ... ولش...
پاسخ محمد همتی : سرتون سلامت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo