تبلیغات
دانشجویان فیزیک ارومیه - صندلی داغ...

صندلی داغ...

نویسنده :نیما اسدزاده
تاریخ:دوشنبه 14 مرداد 1392-07:26 ق.ظ

با سلام خدمت همه دوستان...
امیدوارم این صندلی داغ مثل صندلی داغ های قبلی بسیار پر انرژی ،شاد ، داغه داغ شروع بشه و نهایتا هم بدون هیچ مشکلی به پایان برسه !!! (منظورم این نیست که قبلی ها با مشکل رو به رو شدن  ها ، گیر ندین )
همین اول کار از همه ی عزیزان قدردانی میکنم چون که من رو انتخاب کردین و منو لایق دونستید که بیشتر بین شما شناخته بشم ، خیلی ممنون از همتون...
و اما قول هایی که میدم : 
1) قول میدم تمام سوالات رو  با تمام صداقتم جواب بدم .( قول میدم نپیچونم قول )
2) قول میدم این صندلی داغ رو بپسندین 
و همین جا خواهش میکنم هر کسی که سوال میپرسه نام و نام خانوادگی خودش رو حتما بنویسه ،اگه نه نمیشه، خوب میتونین نظر خصوصی بفرستین خیلی راحته نه ؟؟؟؟؟ این تنها شرطی هست که گذاشتم....
خیلی ساده ،زیبا و راحت  شروع میکنیم  این قسمت از صندلی داغ رو با میزبانی                        نیما اسدزاده


خوب شروع کنید سوال بپرسین من آماده ام .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محسن حضرتی
یکشنبه 27 مرداد 1392 08:55 ب.ظ
سلان آقا نیمای گل خوبی داداش ؟
ببخشید که آخراش رسیدم...
آقا نیما انشاالله همیشه وجودت سلامت باشه .
خیلی سریع و گذرا که نظرات همکلاسیامون رومیخوندم احساس کردم دلت گرفته.نمیدونم شاید اینجور نباشه.
سوال اصلی من:
1)اگه دلت گرفته چرا و از چی یا از کی؟
2)چند تا دوست داری که میتونی راحت هر چی تو دلت هس بهش بگی و باهاش درد ودل کنی؟
3)بنظرت دلیل اصلیه اینکه دانشجو ها درس نمیخونن چیه ؟
4)اگه برگردی به سال پیش کدوم کارت رو که فک میکنیاشتباهه دوباره انجام نمیدی ؟
آقا نیما خداییش خیلی دلم برات تنگ شدهفامیدوارم باز هم شاد و خندون ببینمت ...راستی از سری جدید شرلوک هولمز خبر نداری؟
موفق باشی...
پاسخ نیما اسدزاده : سلام آقا محسن گل...ممنون خوبم خودت ایشاللا خوبی ؟سلامتی؟
خواهش میکنم...
1) راستش چی بگم ...تو این زمونه دلت نگیره بایت به خودت شک کنی...نه زیاد ولی مشکلات زندگی یکم خسته کننده شده ...واسه همینه شاید :)
2) 2 تا ....یکیش پسره یکیشم دختره ...فقط برداشت های ناجور نکنین ...چون اصلا نمیدونین من رابطم با این دو دوست عزیز چطوریه ....:)
3)دلیلش عدم آگاهی از اهدافشونه ...کسی که هدف داره ،درسشم میخونه...:)))
4)نیومدنم به کلاس های کوانتوم و اپتیک !!!!!
منم همینطور..ایشاللا هر جه زودتر همدیگرو میبینیم....نه راستش خبر ندارم ...اومده مگه ؟؟؟
همچنین ....سلامت باشی...
رسول آقایی
یکشنبه 27 مرداد 1392 12:13 ب.ظ
اولا از از اینکه تو این روزای گرم تابستون، هرروز پامیشدی کلی راه میکوبیدی و میومدی وبلاگ تا به سوالای بروبچ جواب بدی، واقعا مچکریم! حتی در حد روحانی مچکریم!
دوم اینکه یه وقت فکر نکنی کل سوالا اینا بودا!!! نه. یه فرجه ی 2 روزه هم باید وسط ترم بذاری واسه صندلی داغت! چون الان همه ی بچه ها از صندلیت خبر نداشتن و فقط ما 5-6 نفر در جریان بودیم.
راستی یکی از سوالای واقعا جدی و مهم زندگی من اینه که؛
آیا الوووو ماکروسافته اونجا؟! عاقا استخدام دارین؟!! مدرکمم دیپلم کاردانشه! البته یه مدرک دکترای فیزیک هم دارم، که زیاد مهم نیست! حالا هرکدوم که به کارتون میاد، اونو در نظر بگیرین دیگه!
و یک موضوع حیاتی که الان یادم افتاد اینه که اون "فواگزمپل"ی که نوشتم، چون به لهجه ی بریتانیای کبیر مزدور مستکبر جنایتکار بود، واسه همون "ر"ش تلفظ نمیشد!
پاسخ نیما اسدزاده : سلام...خواهش میکنم ...
باشه هر وقت بگین دوباره میام ....تا همه سوالاشون رو بپرسن....
سوالتو واضح بپرس ،من متوجه نشدم !!!! :)
من فواگزمپلو نگفتم .....خود مثالتو گفتم (بگین نیما اسدزاده .....)اونو گفتم :) وگرنه با تلفظ شدنه "ر" کاری ندارم که !!!! :)
سلامت باشی....
نیما اسدزاده
جمعه 25 مرداد 1392 01:50 ب.ظ
سلام...
دیگه فک کنم سوالاتون تموم شده !!! نه ؟؟؟؟
تا روز دوشنبه این صندلی پابرجاست ...سوالاتی که نپرسیدین بپرسین ...
ممنون
رسول آقایی
چهارشنبه 23 مرداد 1392 01:46 ق.ظ
الوووووو... ماکروووصافط... بفرمایین!!!
این هادی یعنی....
آخه کودک، مگه پیش خودت به بیل گیتس زنگ نزدم و درباره ی خدا باهاش بحث کردم؟!! بعدشم، من فیلسوف نیستم، فیلسوف منه!!!
آی گفتی! آقا یه فیلتر شکن معرفی میکنم بهتون(خواستین رمزشم میدم!!!) ولی حرومتون باشه اگه باهاش فیس بوک نیاین و خودتونو به صفحه ی فیزیکی های هسته ای 89 ارومیه معرفی نکنین!
یادداشت کنین(شماره حسابمه!!!) نفری مبلغ شونصذ هزار تومن به حساب من واریز کنین و اگه مشکلی هم داشتین، با همکارم، جناب آقای رجبی میتونین مشاوره در منزل کنین! چی میگه؟!!!!!
پس منتظر کمک های سبز مردمان سرسبز سرزمین سبزمان هستیم!
کسی اگه خواست، ایمیل بزنه، بهش آدرس و پسورد رو بدم. اینجا پابلیکه، نمیشه.
فواگزمپل:
"لطفا آدرسشو به منم بده. نیما اسدزاده"
بهنام جان شما تو طول ترم انقد میخونی، تورو خدا دیگه تو عرض ترم نخون!!!! ایندفعه تو ارتفاع ترم بخون
ممد تو هم گیر دادیا! قرار نیست اگه جایی ترمینال نداشته باشه، شهر نباشه که
هادی حواست باشه داستان "عشق، کفتر، موتور 1000" رو بهم گفتیا!
نیما جون شرمنده که باتو کاری نداشتم! راستش اونجا رو نگا کن...کجا رو نگا میکنی؟؟؟؟!!!! اونجا رو میگم!!!! دوربین مخفی رو نگا!!!
راستی مرسی از بابت پاسخ های شفاف و غیر دروغت! هرچند پیچشی هم عمل میکنی بعضی جاها!!!!
پاسخ نیما اسدزاده : :) رسول فر اگزمپلت کشته منو !!!!!!!
هاهاهاهاهاهاهاهااهاهاهاهاهاهاهاهاها :) راحت باش :)
خواهش میکنم ...یعنی من دروغ گفتم ؟؟؟؟ !!! یا مثلا میپیچونم ؟؟؟؟ خداییش نه ...مثلا سوالی مثله تعریف خدا رو که نمیشه اینجا جواب داد ،منم از کنارشون رد شدم ....به همین راحتی :)
محمد همتی
سه شنبه 22 مرداد 1392 08:16 ب.ظ
واقعا فکر می کنی فسا شهر ؟


هادی جان از اون هایی که تابستون قبل می خریدیم بخر حالشو ببر یا freegate دانلود کن
پاسخ نیما اسدزاده : فسا ؟ په چیه اگه شهر نیست ؟؟؟؟؟
هادی رجبی
سه شنبه 22 مرداد 1392 08:06 ب.ظ
یه فیلتر شکن واس فیس بوک معرفی کن
اصن همه ی همکلاسی هارو دعوت کن به فیس بوک
بهتر نیس؟
پاسخ نیما اسدزاده : همین پروکسی فایر .....
آره خوب فکریه ...میدونم همگی یه روزی به فیس بوک ملحق خواهین شد ...ولی بهتره از الان بپیوندین به ماها که تو فیس بوک هستیم....به خدا فیس بوک میتونه جای مفیدی باشه ها !!!!! از من گفتن ...
تازه خیلی از بچه ها هستن .....تنها ما چند نفر نیستیم ها ....و در ضمن فیسبوک واسه شناختن آدم ها وسیله ی خوبیه ...میتونین امتحانش کنید .....ولی جواب 100 درصد درست در مورد شخصیت آدم ها نمیده هااااا ،دقت کنید :)
هادی رجبی
سه شنبه 22 مرداد 1392 07:59 ب.ظ
باخ باخ باخ
حالا همه فیلسوف شدن
رسول شده ویتگنشتاین نیمارو هم با راسل اشتباه گرفته
به قول استاد اندیشه ی ممد همتی خدا بدیهی هستش هر کسی تمارض کنه افتاده
الو اونجا ماکروسافته؟!!!
1.از بازیگران ایرانی،کدام بازیگر مرد و کدام بازیگر زن را دوست داری؟خارجی نمیخواد بگی زشته
2.رنگ مورد علاقه؟
3.تو ارومیه جایی هست که بشه دو نفره قدم زد؟
4.اگه دوباره انتخاب رشته میکردی کدوم ....خخخخخخخ
5.یه بیت شعر بگو
6.بزرگترین شکست تو زندگیت چی بوده؟
7.نظرت راجع به لچکوف چیه؟اگه نمیشناسیش برو سرچ کن
8.به جادو اعتقاد داری؟
9.فیلم چی دیدی؟ماتریکس و دیدی؟
10.این سوال و هرکی میتونه ج بده امسال تابستون رهبر معظم انقلاب(اللههم صلی علی...)با انواع دانشجویان دیدار کردن اخه تابستون که دانشگاه تعطیل بود بعدشم چطوریه که ما خبر دار نشدیم
بنظرت اونا دانشجو بودن یا ما دانشجو نبودیم؟
1231.بهترین کافی شاپ ارومیه؟
9877652.قبول داری که باید ایالات متحده ی کره ی زمین ایجاد بشه؟
987.به ادم فضایی چی؟ اعتقاد داری؟
پاسخ نیما اسدزاده : آخ گفتی :) همه فیلسوف شدن !!!!!
1)فیلم ایرانی دوست ندارم ...ولی حمید گودرزی رو دوست دارم ...این نیوشا زیغمی هم بد نیست :))))
2)سفید
3)آره ...خیلی :)))
4)همین فیزیک ولی دانشگاه تبریز
5)منی چون بپیوست با کردگار شکست اندرآورد و برگشت کار
6)شکستن توی انتخاب رشته :))))) ولی اصلیترین شکستمو نمیتونم بگم شرمنده :)
7)بیخیال آخه من کجا و لچکوف کجا ؟؟؟؟ به من چه کیه طرف ؟؟؟؟ :))))
8)نه
9)فیلم زیاد دوست ندارم....ماتریکس رو هم ناقص دیدم !!!!
10)اونا افراطی هستن و ما تفریطی !!!!! دانشجو توی ایران تک و توک پیدا میشه !!!!!
1231)نمیدونم :)
9877652)نه همون ایالات متحده آمریکا کافیه .....
987)وجود داره ....یعنی غیرممکن نیست ....
بهنام اسدی
سه شنبه 22 مرداد 1392 11:26 ق.ظ

سلام نیما جان مثل اینکه خیلی وقته رفتی رو صندلی و ما خبر نداشتیم .شرمنده که دیر رسیدم ولی باور کن خیلی گرفتارم ولی بازم دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است:))
واما چن تا سوال:
1- اول اینکه حالت چطوره روزگار خوش میگذره؟
2- اگه قرار بود تو خوابگاه بمونی با کیا هم اتاقی میشدی؟
3- تعریفت از خدا جیه؟
4- یکی از خصوصیاتت که همه فکر میکنن داری ولی خودت میدونی که نداری؟
5- بهترین کادویی که دوس داری بگیری؟
6- شبو دوس داری یا روزو؟ چرا؟
7- چقدر از کتابای ماهان راضی هستی ؟ اصلا میخونی یا تو هم مثل من...؟
8- نظرت راجع به خانوم های کلاس چیه؟
9- آدم خوش شانسی هستی؟ اصلا به شانس اعتقاد داری ؟
10- شانس همون جبره؟
11- اهل برنامه هستی؟
12- میتونی از اوقات فراغتت به اندازه شب امتحان برای مطالعه استفاده کنی؟
13- چقدر به نظر دیگران درباره خودت اهمیت میدی؟
14- چرا تو تابستون برنامه اصلا جواب نمیده حداقل برا من که اینطوریه
15- و اما در مورد جبر:به نظر من مشیت و تقدیر الهی در طول اختیار انسان هاست ومانع اختیار انسان نمی شود و این تقدیر با توجه به اعمال ادمی قابل تغییره.
فعلا همین موفق باشی آرکاداش بای
پاسخ نیما اسدزاده : سلام...خوش اومدی :)
1)حالم اصلا خوش نیست :) روزگار خیلی بد میگذره :) ولی به قول معروف خوشیم که میگذره :))))
نه شوخی کردم :) ممنون خوبم ....خودت چطوری ؟ کم پیدایی !!!!
2)یکیشون خودت ،دومی هادی رجبی و سومی رسول خان :) البته اگه اتاق 4 نفری باشه :) اگه نه زیاد شد آقا سعید رحیم زاده هم خیلی هم اتاقیه خوبی میتونه باشه .....
3)سوالت 4 کلمه است ولی یه دنیا جواب داره !!!! خدا خداست دیگه !!! :)
4)درس خون بودن :) حداقل الان نیستم ....نمیگم نبودم نه ....من قبل کنکور خیلی درس خون بودم ،معدل پیش دانشگاهیم 19.48 ترم اول ترم دوم 19.15 بود !!!!!!!! ولی الان اصلا درس خون نیستم ...از وقتی اومدم دانشگاه اینطوری شدم ....
5)مادی: یه تلسکوپ درست حسابی معنوی: صداقت در رفاقت
6)شب، همه خوابیدن و تو بیداری ...خداییش حس خوبی داره ....احساس میکنی ازهمه جلوتری...مخصوصا نزدیکای صبح 3-5 فوق العاده است.....چه خاطراتی دارم باهاش ....
7)خوبن...آره کتاب زبانشو یه بار باز کردمو زودی بستم !!!!! :)))))) باید وقت داشته باشی بخونیشون...
8)خوبن
9)شاید باشم شایدم نه ......خودم نه اعتقاد ندارم....
10) یه جورایی آره جبره ولی جبره خوبه .......یعنی شانس زیر مجموعه ی جبره ....جبر کاملتره....
11)شدیدا آره .....ولی نمیدونم این اواخر چرا عمل نمیکنم بهش.....اینم از وقتی دانشگاه اومدم یه جورایی خرابش کردم.... یا منظورت یه برنامه دیگه است ؟؟؟؟؟؟؟
12)اینم میتونستم ولی الان نمیتونم !!!! کلا جمع کنم بره درس خوندنو فک کنم بهتره !!! :) این چه وضعشه آخه !!!! ؟؟؟؟ :)
13)49 درصد اهمیت میدم ....میشه ازشون درس گرفت ...ولی نظر همه که مهم نیست ....میسنجم هر کی دیده بهتری از دنیا داشته باشه نظراتش برام جالبترن ...چون میتونه بهتر قضاوت کنه....
14)آره راست میگی...میبینی ؟؟ مرداد ماه هم داره تموم می شه !!!!!
15) مگه من چیزی جز این گفتم ؟؟؟ !!!! :)
یاشییاسان آرکاداش :)
رسول آقایی
سه شنبه 22 مرداد 1392 12:58 ق.ظ
چی؟؟؟!!! صندلی رو جمع کنی؟؟؟!!! کجا عمو؟!!! تازه اومدی! حالا خیلیا نمیدونن!!! حالا حالا ها مهمون مایی. صندلی به این قشنگی. واللللللااااااا...
خانم orojizad سوء تفاهم نشه. من به نیما جان گفتم که جو خوابگاه ها چطوره. و بعدشم، تازه تازه یاد گرفتم که دیگه با هیچ دختری از دانشگاه خودمون تیریپ صمیمیت برندارم و باهاش شوخی نکنم. احساس میکردم دانشجوهای اورمیه هم مثل کرجیا هستن، ولی متوجه شدم که سخت در اشتباهم. واسه همون مطمئن باشید که اون نظر رو هم نسبت به نیماجان گذاشته بودم.
آقای صفرزاده! مطمئن باشید که ترم بعدی هم، همچون 5 ترم گذشته خواهد بود
خب بیام دوباره سراغ صندلی داغ شوندمون! نیماجان شاید اساتید اورمیه، کلا خوب نباشن، ولی خداوندگاری چون خدابخش داره که هیچ جا نداره. "اگه تو دنیا قرار باشه نیروگاه همچوشی هسته ای درست بشه، مطمئنا پروفسور خدابخش یکی از بنیانگذارانش خواهد بود" اینو من نمیگما، رئیس سازمان انرژی اتمی "آمریکا" میگه!!!! همونجایی که جزء فانتزیامونه!!!
بگذریم.
گفته بودم ایندفعه روانشناسیت میکنم، ولی یهو نظر خودتو که دیدم، مجبور شدم یه نظر اضطراری بذارم! فعلا باش.
منم هنوز آماده ی روانشناسیت نیستم!
راستی، یعنی الان نوکیا ها دیگه باید جمع کنن جوروپلاسشونو؟! چی میخواد جایگزین سیمبین شه؟
یا حضرت قل مراد، خودت مواظب افت قیمت گوشیامون باش!
راستی یه غلط املایی بگیرم؟؟!!! مجید جان دلبندم، اون "متد"ه نه "متود"!!!!
لعنت به شیطون! من اهل غلط گرفتن نبودما! به قرعان راس میگم...
پاسخ نیما اسدزاده : باشه ،پس من تا آخر تابستون اینجام ،دیگه جا خوش کردم !!!!! (پررو شدم هااااا :))))) ) تا هر وقت بگین هستم ....
چیزی نشده که !!!! یا نه چیزی شده ما خبر نداریم ؟؟؟؟؟
آره راست میگی همینه که هست :)))))
آخه رسول چرا گیر دادی ؟؟؟؟؟ من نمیگم که استادامون بدن....من میگم کلا با استاد حال نمیکنم حالا خدابخش باشه یا خوده اینشتین هیچ فرقی نداره .....آره پروفسور خدابخش افتخاره واسه ما...
چرا؟؟ چی شد رسول ؟؟؟ پشیمون شدی ؟؟؟ :))))
آره دیگه نوکیا پررررررر !!!!! همین سیمبینه تا وقتی که ان 8تمون از کار بیفته :))))))
آره راست میگی :) سوتی دادم !!!!! خداییش اونقدر سرم شلوغه ،نمیدونم کی میام کی جواب میذارم ....همین میشه خوب :) متد میشه متود :)
آره میدونم تورو هم به بیراهه کشوندن :)))))
faramarzi & mohammad rahimazar
دوشنبه 21 مرداد 1392 07:14 ب.ظ
با سلام مجدد
لطفا اسامی مستعار دختران رایج بین پسران رو بگید؟
ممنون
پاسخ نیما اسدزاده : سلام
حقیقتا من در جریان نیستم :) نمیگم اسم مستعاری نیست ،احتمالا هستش ولی من نمیدونم ،دوستانی که تو خوابگاه هستن این اسامی رو بیشتر استفاده میکنند و میدونند ....من نمیدونم :))) ولی میپرسم ازشون اگه گفتن مینیویسم اینجا حتما :)))
نیما اسدزاده
یکشنبه 20 مرداد 1392 01:26 ب.ظ
سلام ,عزیزان خواستم نظرتونو بپرسم که آیا بنده امروز مراسم اختتامیه واسه این صندلی داغ بگیرم یا نه ؟؟؟؟ آخه 1 هفته است دیگه نه ؟؟؟ مدیر و معاون وبلاگ ،اطلاع رسانی کنید لطفا
saeed safarzadeh سعد صفرزاده
شنبه 19 مرداد 1392 09:18 ب.ظ
سلام نیما جان خوبی؟راستش از این تیکه از حرفت که نوشتی شکستن جو سرد کلاس خوشم اومد بذار منم یه قدم بردارم دیگه
چن تا سوال:
1- تو خودت ارومیه ای هستی از دانشگاه ارومیه راضی هستی واقعا؟
2-به نظرت سیاهی لشکر منظورم آدمایی که فقط ادای درس خونارو درمیارن تو کلاسمون زیاده یا کم؟
3-همه ما همش میگیم جو کلاس سرده خوب ما هم جزوی از کلاسیم پس دلیل این سردی در واقع خود ماییم همه فقط میگن جو سرده کسی کاری نمیکنه حرف نزنیم قدم بداریم نههههههههه؟ما حتی به هم یه سلام هم نمیدیم به خدا این خیلی زشته
در آخر یه جک بگو بخندیم جو عوض بشه تازه باشه ها نه بیات
ممنون نیما جان یاشیسن فعلا
پاسخ نیما اسدزاده : سلام به روی ماهت :) خیلی مرسی :)
1)از دانشگاه اورمیه متنفرم !!!! میدونید که اشتباه بزرگی کردم علی رغم رتبه ی خوبم ،این دانشگاه رو انتخاب کردم :((( حالا هم در تلاشم هر چه زودتر از شرش خلاص شم :)
2)خیلی کمه ....
3)آره منم همینو میگم :) همه باید با هم باشیم :)
جک !!!!!!! اخه زیاد جک بلد نیستم :) بذار یکی از اینترنت پیدا کنم ....یه لحظه :)....................روزی به لقمان هیچی نگفتند. همینطوری ساکت نگاهش کردند. آخر خودش خسته شد و گفت: «از بی ادبان!» خیلی چرت و بی مزه بود خودم حالم به هم خورد اه اه :(((
یاشاسین :)
sahar orojizad
شنبه 19 مرداد 1392 08:46 ب.ظ
سلام فک کنم منظورموآقای آقایی اشتباه برداشت کردن خوب ازروسوال هم معلومه که منظورم مختلطه_وگرنه خوب دخترهاهم کلاباهم جورن
پاسخ نیما اسدزاده : بله :) سو تفاهم رفع شد :)
رسول آقایی
شنبه 19 مرداد 1392 07:32 ب.ظ
خسته کننده شدم؟!!! میدونم! ولی کسی اگه اعتراض داره، خودش میتونه ازت سوال بپرسه دیگه! من که جای کسی رو تنگ نکردم!!!
1- عاقا دوست داری نفر بعد صندلی داغمون کی باشه؟ از اون جایی که تو خیلی زیاد میای به وبلاگ و منم زیاد پست میذارم، دلم میخواد نفر بعدی رو تو انتخاب کنی و منم دعوتش کنم(هر چند احتمالش زیاده که حرفم زمین بیوفته! مثل دفعه قبل!) و از الان اون شخص آمادگیشو پیدا کنه.
(البته از برو بچه هایی بگو که میان وبلاگ. چون بقیه احتمال داره که نیان و متوجه نشن که فرستادیمشون اون بالا)
2- چرا اینقدر گیر دادی که روانشناسیت نکنیم؟!!! خودتم که خودتو نمیشناسونی به ما! حالا تکلیف چیه؟
3- فکر کنم یه سو تفاهم پیش اومده ها! اتفاقا بروبچ باهم صمیمی هستن! ولی مختلط صمیمی نیستن. مثلا من با اینکه 3 ترم اونجا بودم، کلی با بروبچی که باهاشون بودم صمیمی شدم. احتمالا تو چون تو خوابگاه نبودی، زیاد گرم نگرفتی.
4- دوست داری چه کاره بشی در آینده؟ فکر کن به ناسا راهمون نمیدن!
5- راستی من شنیده بودم به یکی رو در رو پیشنهاد داده بودیا!!! مطمئنی تلفنی بود؟!!
6- ترم یک که وارد دانشگاه شدی، چه حسی داشتی؟
7- از آپدیت یا ورژن جدید سیبین خبری نیست؟!!
8- ناراحت نباش! منم یه ترم کلاسای دانشگاه با کلاسای خوابم تداخل داشتن! که اون ترم "فوقع ما وقع" شد!!! بعضی وقتا یه دره نیازه که به آدم یه سرعت بی نهایت بده. اونوقت اگه بتونی ازش استفاده کنی، از همه میزنی جلو. ولی اگه ازش استفاده نکنی، کله پا میشی و با دست و پای شکسته میوفتی ته دره.
9- تا الان از فیزیک چی فهمیدی؟(فقط نگو فهمیدم که هیچی نمیفهمم!!!)
سری بعد روانشناسیت میکنم! آماده کن خودتو....
پاسخ نیما اسدزاده : تو عزیزی :))
1)محمد همتی ؟؟؟ چطوره ؟؟؟ یا هادی محبی :)
2)آخه مامانم روانشناسه ،هر کاری کرد منو بشناسه نشد !!!!! متود های روان شناسی رو من عملکرد درستی ندارن !!!!!
3)بله منظور مختلطه ....شاید من خوابگاه نبودم ،آره راست میگی :)
4)نشد نداره NASA نشه ، ESA که میشه :))) دوست دارم استاد دانشگاه بشم اونم توی دانشگاهی چون هاروارد !!!! میدونم اهدافم همش رویاییه ولی غیر ممکن نیستن که :)
5)؟؟؟؟؟!!!!! نه بابا ، کی گفته ؟؟؟!!!!!
6)ذوق کرده بودم :)))))
7)نه فعلا ،دیگه هم نمیاد چون کلا سیمبیان روش کار نمیشه اصلا ،یعنی منسوخ شد !!!!!
8)بله درسته :)
9)فیزیک یعنی زندگی :) به قول آرتین فیزیک نوعی اندیشه است !!!!!
قربانت :)
sahar orojizad
شنبه 19 مرداد 1392 03:01 ب.ظ
باسلام وخسته نباشین بهتون به خاطرهمچین صندلی داغ تبریک می گم من ازهمون روزاول صندلیتون به وب سرزدم خیلی جذابه حیفم اومدکه نظرنذارم
1)جراسرکلاسای اپتیک وکوانتوم نمی اومدین ولی توسالن بودبن(البته فضولیم گل کرده)
2)به نظرتون چراجوکلاس انفدرسرده؟(بعدازپنج ترم به این نتیجه رسیدیم)
فعلاهمبن قدرتابعدا
پاسخ نیما اسدزاده : سلام ، خیلی ممنون از لطفتون ....واقعا مرسی از مشارکتتون :)
1)اگر توجه میکردین :) کلاس هاس اپتیک و کوانتوم صبح ساعت 8:30 برگزار میشدن ،حالا کوانتوم یه جلسش 10:30 برگزار میشد ...و اینکه من این اواخر خیلی تنبل شده بودم !!!! :) خیلی زورم میومد صبح ساعت 7 از خونه بزنم بیرون تا برسم دانشگاه !!! هر روز صبح ساعت 6 باید از خواب بیدار میشدم !!! خیلی تنبلی کردمو اکثر کلاس هارو نیومدم :) و موقعی که تو سالن بودم تازه میرسیدم واسه کلاس 10:30 :)))) ، اشکال نداره ترم بعدی همه ی کلاس هارو میام درس عبرت بشه واسم :)))) و اینکه قبلا هم گفتم من کلا با کلاس و استاد مخالفم ،1 دونه کتاب کافیه واسه درس خوندن :)
2)جو کلاس سرده چون همه تو رودربایستی با همدیگه هستیم ،یکیش من خودم ،5 ترم هم که چیزی نیست ،انگار دیروز بود اومدیم دانشگاه واسه ثبت نام !!!!! :) همه باید همکاری بکنیم ،ایشاللا این جو سرد وخشک کلاسمون تموم میشه دیگه ....یکیش همین صندلی داغ !! خیلی خوبه ،همه میتونن همکاری کنن ، و از اینکه نظر خودتون رو با ذکر اسمتون نوشتین خیلی ممنونم ،چون یک قدم در راه شکستن جو سرد کلاسمون برداشتین :)
ممنون از سوالاتتون :)
رسول آقایی
جمعه 18 مرداد 1392 06:08 ب.ظ
نیما من نمیگم که قوانینمون کامله. من میگم همه چی یه قوانینی داره و دیگه نیازی به خدا نیست. بله شاید با افزایش فشار، منبسط شه، و در اون صورت ترمودینامیک انسانی هیچ، ولی ترمودینامیکی که خدا قوانینشو داره چی؟ شاید یه چیزی هست که ما دلیلشو نمیدونیم. ولی این دلیل نمیشه که ما بگیم پس از قوانین سرپیچی کرد و این یعنی معجزه! معجزات،(البته به نظر من) اتفاقایی هستن که در زمان معین "باید" اتفاق می افتادن، ولی چون خدا میدونسته، به پیغمبرش اون لحظه میگفته فلان کار رو بکن! و مردم هنگ میکردن از این کاره و میگفتن معجزه!
البته اینو بگم که از این چیزا خیلی شده، باید ببینی اینی که گفتی، اثبات شده یا نه؟ مثلا یکی از استادامون این ترم گفت که دانشمندا به دمای زیر کلوین رسیدن!!! حالا چطوری؟معلوم نیست(مبدا دماها مونو ما 0 کلوین میگیریم دیگه! دیگه از مبدا به عقبتر که نداریم!!!)
و یا اینکه عدم قطعیت هایزنبرگ رو تونستن نقض کنن!!!(من چون با این عدم قطعیت شدیدا مشکل دارم، پی این بودم تا اینکه شنیدم یکی از استادا سر کلاس کوانتوم گفته یه همچین چیزی اتفاق افتاده ولی کاملا ثابت شده).
بگذریم.
صندلیه باحالی داری. سوالای بروبچ به من یکی که میچسبه! خوب دارن مچتو میگیرن! موندم ترم بعد چطوری میخوای بیای کلاس؟!!
و درضمن، مرسی که به بی نام ها جواب نمیدی
پاسخ نیما اسدزاده : :)))) چی بگم رسول جان ؟؟؟؟!!!! جای بحث زیاده و هر کسی نظره خودش رو داره ولی همه چیز را همگان دانند و که ما همگان نیستیم !!!!!
آره صندلیه باحالیه :) اشکال نداره ، خدا بزرگه ...یه کاریش میکنیم :)))
خواهش میکنم :) ممنون از تو :)
رسول آقایی
جمعه 18 مرداد 1392 05:48 ب.ظ
نه نیما جون. جبر نیست! اینا همش اختیاریه! حتی تصادف کردن و حتی برنده ی بانک شدن. این یه مورد خداییش خیلی بحثش طولانیه که بگم چرا جبری نیست و همه از خود ما ناشی میشه. باید به بزنی تو خط انرژی ها و...! البته این فرضیه ایه که من فقط پیش دو سه نفر ارائه دادم و تقریبا جوابی نداشتن که مقاومت کنن! یا ردش کنن. برا توام تو یه فرصت بهتر حتما میگم. اینجا نه جاشه و نه زمان اجازه میده. فقط اینو میگم که ما اگه خدا رو انرژی تصور کنیم، به همه ی این سوالامون میرسیم. وقتی خدا میگه که نوره ولی نوری که مثله مثلش هم وجود نداره! وقتی میخواد خودشو به موسی نشون بده و موسی غش میکنه! وقتی همه ا هست و کلی چیز دیگه. فقط بصورت انرژی گرمایی و الکتریکی اینا در نظر نگیرا. به عنوان سرچشمه و قویترین این انرژی هایی که بشر تا حالا شناخته در نظر بگیر! حتی انرژی های متافیزیکی!
فرضیه ی انرژی هام رو که بهت توضیح بدم، خوب متوجه میشی. ولی یکم در این مورد فکر کن. سوالی هم داشتی، برام نظر خصوصی بذار.
پاسخ نیما اسدزاده : بله چشم حتما :) ولی خدا خودش گفته در مورد من زیاد فکر نکنید چونکه نمیتونید !!!!! منم همیشه از این بحث ها فراریم ...یعنی زیاد قاطی نمیشم سعی میکنم نظرات رو بشنوم .....فرضیه تورو هم حتما تو یه فرصت مناسب در موردش با هم میحرفیم ......
faramarzi & mohammad rahimazar
جمعه 18 مرداد 1392 02:10 ب.ظ
سلام خدمت همکلاسی محترممون
حالتون خوبه؟
امیدواریم داغی این صندلی برای شماازسایر دوستانی ک تاحالاروش نشستن بیشتر باشه تا گربگیرین..
وبنابه قولی ک دادین ب سوالامون صادقانه جواب بدین.. ممنون..
اینکه
1.ب نظرتون امسال ورودی های 89 تو کنکور ارشد میتونن خودی نشون بدن مثلا خودتون؟ ب نظرتون تخمینی رتبتون چند؟
2.شنبه چه امتحانی داشتین که نتونستین برنامه ی صندلی داغ رو زودتر برپاکنین؟
3.قصددارید واسه ارشدتون و اینکه گفتید از همین حالا هم شروع کردید ب آموزشگاه یاکلاس خاصی برین؟
4.رتبه و معدلتون تا الان؟؟؟؟
5.درنظرشمااون دسته از آدمایی که معدل بالایی دارن نسبت ب دسته ی دیگه ک برعکس معدل بالایی ندارن ولی سواد درست حسابی دارن سرترند یا براتون فرقی نداره؟
6.تو کلاس کی ب نظرتون درس خونتر یاب اصطلاح (خرخونتر)ازهمه هست؟؟ این سوال خیلی مهمه ها!!
7.شمایی ک خداتو زندگیتون بالاتراز همه هست تا حالا یه 0.000001فکرکردین ک ممکنه براساس دلایلی ک شمااصلا قبولش ندارین، نــــباشه؟؟ اونوقت چیکارمیکنین؟
8.چندتا خواهر برادرین؟
9.این وجودهارو یه دقیقه تجسم کنین ،لحظه ی اول بنظرتون چه رنگی دارن؟
*خدا
**مامان
***استاد نادر علی
****آقای همتی
*****خانم زینی وند
******آقای پرویشی
*******دکتر آقایار
********خانم اروجی زاد
*********آقای عباسی
**********اقای رحیمی
***********خانم رحیمی
* ودرنهایت مادوتا*
10.اون شخصی که داخل دانشگاه نظرتونو جلب کرده،همون دختر خانومو میگیم ها.. جرات کردین بهش حرفی بزنین یانه؟
اگه نه اصلا قصد همچین کاری رو دارین؟؟؟؟؟ مام مث خواهراتون ها
11.از هم کلاسایی ک ازبین ما رفتن(منظورمون تغییر رشته و ایناس ها..)دلتون واسه کی بیشتر از همه تنگیده؟
12.ب این جمله ک بعضی ها میگن"من میتونم دنیارو تغییر بدم" اعتقادی دارین؟ مثلا خودتون باور دارین میتونین این کارو انجام بدین ؟
13. ودر آخــــــــــر اینکه
توکلاس خودمون کی فیزیکدانتر از همه هست؟ لطفا فقط یکی
پاسخ نیما اسدزاده : سلام ،خدارو شکر حالم خوبه ،حداقل اینطوری حس میکنم .....خیلی ممنون از شما :)
ایشاللا ،خیلی ممنون ....بله حتما صادقانه جواب می دم....
1)100 درصد بله ،رتبه ی زیر 1000 خیلی خواهیم داشت...واسه خودم تخمین نمیتونم بزنم ولی میخام دو رقمی یا حتی تک رقمی بیارم .... حالا ببینیم چی میشه ...شاید رتبه 1 :) نَگیـــــــــــن خیلی به خودش مینازه هاااااا :)
2)کلاس زبان انگلیسی ،موسسه آوا تاک که مال دانشگاه صنعتی اورمیه است ....ترم تابستان 1 بود ،امتحان فاینال....
3)این کار رو کردم،به کانون فرهنگی آموزش میرم !!!! 1 شهریور هم یه آزمون آزمایشی دارم ، 2 تا آزمونم دادم،حالا میگین چرا با وجود موسساتی مثله پارسه یا مدرسان شریف چرا قلم چی؟؟؟؟ جوابم اینه : فقط آزمون دادن برام مهمه نه سطح موسسه..... با کلاس رفتنم کلا مخالفم ،کلاس چیه ؟؟؟؟!!!!!
4)رتبم 7 معدلم 14.89 فک کنم دقیق یادم نیست....
5) معدلم خوب بی تاثیر نیست،یعنی یه جورایی نشون دهنده ی سواد علمیه ،ولی دانشگاه ما زیاد مهم نیست به نظرم .... کلا کسانی که هم سواد علمی دارن و هم معدل بالایی دارن سرترن چون هوش بالایی دارن که هر دو زمینه رو تقویت کردن.....
6)خر خون نیست ،درس خونه ، درست میخونه ، به نظرم آقای بهنام اسدی از همه کارش درسته ....
7)بله ،خیلی فکر کردم ....خوب بشه من که ضرر نمیکنم :)))
8)یه خواهر 8 ساله و یه برادر 24 ساله ....
9)خدا :سفید ، مامان:سبز ، استاد نادرعلی:سیاه ،آقای همتی:طلایی ،خانم زینی وند:آبی ،آقای پرویشی :کرمی ،دکترآقایار:زرد ،خانم اروجی زاد: نیلی ،آقای عباسی :آبی مایل به بنفش ،آقای رحیمی : نارنجی ،خانم رحیمی : نقره ای و شما : فسفری ......فقط خواهشا بر اساس اینها منو روانشناسی نکنید....
10)بله :))) !!!! حرف زدم ولی نه مستقیم و رودررو ،با تلفن و این حرفا دیگه .....الانم قضیه منتفیه :))) خیلی ممنون از حس خواهرانتون :))))
11)جدی میگم ، هیشکی !!!!! چون که زیاد با هم صمیمی نشده بودیم ....اشتباهم از همه ی ماها بود ....کلاسمون خیلی سرد انصافا .....یعنی میترسم فردا پس فردا ایشاللا بعد فارغ التحصیلی همدیگرو که جایی ببینیم حتی سلام هم ندیم به هم ،این خیلی بــــــــــــــــــده :((
12)بله 100 درصد ،چرا که نه ؟؟؟؟!!!! هر کسی میتونه ولی باید بخواد :)
13)نمیدونم ،ولی به نظرم همون آقا بهنام گل :)
جمعه 18 مرداد 1392 12:22 ق.ظ
هی پایینی كتابه اسمش ساعت ساز نابینانیست!؟آخرین ترجمه ی مرحوم محمود بهزاد بعدش تیكه ‏!!!؟،بعدش برواون وجودتو آب بکش.
پاسخ نیما اسدزاده : هاها :)
امید حسین نژاد
پنجشنبه 17 مرداد 1392 11:13 ب.ظ
نیما داش این رسول چی میگه؟!!
پاسخ نیما اسدزاده : واللا بیلمیرم :)))))
رسول آقایی
پنجشنبه 17 مرداد 1392 10:42 ب.ظ
و از اونجایی که خودمونم فیزیک میخونیم، تقریبا باید فهمیده باشیم که همه چی رو ریل خودش افتاده و با یه نظم خاصی در حرکته. برای مثال، اینکه الان کهکشان در حال انبساطه، خیلی چیز عادی ایه. چون شرایط اینو میگه. اینکه الان منبسط نشه، جای تعجب داره. اینکه خورشید 4/5 میلیارد سال بعد، افزایش حجم میده، چیز عجیبی نیست. اینکه اگه افزایش پیدا نکنه، عجیبه. افتادن سیب، معجزه نیست. نیوفتادنش معجزس. پس میبینی که با قوانینی که خودمون میخونیم و خواهیم خوند، روال جهان کاملا عادیه. این وسط نقش خدا رو تو چطوری میتونی توضیح بدی؟
پاسخ نیما اسدزاده : رسول جان اینو بگم که این اواخر دانشمند ها با کمال تعجب کشف کردن : یه ماده رو با اعمال فشار بهش در حال منبسط شدن بود !!!! یعنی کله قوانینه ترمودینامیک پرررررررررر !!!!! :)))) هیچ چیزی عجیب نیست !!! ممکنه بشه ...علمی که ما داریم ناقصه اخه ،ولی کارمونو با تقریب 99.99 درصد راه میندازه ..... نقشه خدارو اینطوری توضیح میدم که : سیب که میاد پایین ،این پایین اومدن بهترین حالته ممکنه ،درسته که میتونه بالا هم بره ولی این حالته خوبی نیست ....خدا هم برای هر چیزی که آفریده بهترین حالته ممکنه رو انتخاب میکنه ....شاید بعضی جاها یه استثنا اتفاق بیفته ...خوب مگه خدا قادر به انجام کارای استثنایی نیست ؟؟؟؟
رسول کشتی منو تو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :)))))))
رسول آقایی
پنجشنبه 17 مرداد 1392 10:37 ب.ظ
و یک مسئله ی دیگه!
میگیم خدا رو شکر که سالمیم. خدا رو شکر که الان زمین آرومه(زلزله نیست) و زندگیمونو میکنیم. خدا رو شکر که این مسافرت رو بخیر تموم کردیم و اتفاقی برامون نیوفتاد. و....
به نظرت چرا ما خدا رو مسئول اینهمه مراقبت میدونیم؟ اصلا چرا باید تو جاده اتفاقی میبود که خدا ما رو از اون حفظ میکرد؟ چرا ما فکر میکنیم که اگه خدا حواس به ما نبود، الان شل و عقب مانده میشدیم؟ چرا همیشه اتفاقای بد رو در نظر میگیریم و اینکه اون اتفاقا برا ما پیش نیومدن، خدا رو شکر میکنیم؟ یکم دور از عقل نیست؟ چون در اینصورت در واقع خدا همه چی رو داغون آفریده و در مقابل اونا از ما محافظت میکنه، پس ما باید شکرگزاریش کنیم!!! اگه این حرفمو قبول داشته باشی، میرسیم به حرف قبلیم که گفتم آیا خدا دخالتی تو زندگیمون داره یا نه؟ اگه خدا دخالت داره، یعنی همه چی رو داغون آفریده و در مقابلش از مامحافظت میکنه.(نشون از نقص خداست در آفریتش)
اگه دخالت نداره، پس اونوقت نقص ما رو می رسونه که همه چی رو به خدا نسبت می دیم و هی دعا میکنیم که فلان بشه و بهمان بشه!
هاوکینگ نمیگه خدا وجود نداره. میگه اگه وجود داشته باشه هم الان دیگه با دنیای ما کاری نداره(میگه دنیا رو با قوانینش ساخته و رهاش کرده، ویا اینکه بعد از ساختن دنیا، مرده!)
الان میخوام نظرت رو در مورد این حرف بپرسم! که آیا قبولش داری یا نه؟
و از اونجایی که خودمونم فیزیک میخونیم...
پاسخ نیما اسدزاده : ببین رسول جان ...البته اینا که میگم نظر منه !!!! خدا تمام ویژگی هاش میل میکنه به بینهایت ...چنین وجودی باید همه چیرو که میآفرینه کامل بیافرینه ....کامل در حد همون بینهایت ...چون اگه یه خورده از کامل بودن مطلق کم داشته باشه اونوقت خدا خدای کاملی نیست ....بگو خوب تا اینجا ....
حالا من میگم دنیایی که آفریده اصلا داغون نیست !!! به بهترین شکلش آفریده :) اگه این اتفاقاتی که میگی وجود نداشت که چی یعنی ؟؟ خوب دنیا به نظرم کامل نمیشد اونوقت....حالا این اتفاقات خوب یا بدش برا ما اتفاق بیفته یا نه ،گفتم همش جبره ،ولی خدا به ما یه اختیار داده که همه ی این جبرارو میتونه به راحتی بشکنه ....شنیدیم همه وقتی خدا انسان رو آفرید به خودش احسنت گفت !!!! اینو فقط به ظاهر انسان نگفته که (درسته از ظاهرم انسان کاملترینه) به وجودی که انسان داره و خودش این وجود رو آفریده احسنت گفته :) یعنی همین وجودی که قراره با تنها سلاح اختیارش کل هستی رو به اختیاره خودش بگیره !!!!
میدونین مشکله ما چیه ؟؟؟؟ اینه که مثلا صفت حکمت خدا رو در نظر میگیریم بعدش میگیم این از حکمت خدا به دوره !! ولی این کاره درستی نیست ....ما باید کل صفات خدارو همزمان همرو با هم در نظر بگیریم ....اخه اینطوری نمیشه که ....و اینو بگم این کاره ماها نیست ها ...هیچ کس نمیتونه تمام صفات خدا رو یه جا تصور کنه واسه همینه که میگیم خدا چرا این کارو کرده چرا این کارو نکرده ،همش واسه اینه که نادونیم :)
هاوکینگ میگه این دنیا کاملا تصادفی به وجود اومده حتی اگه احتمالش نزدیک به صفر باشه ولی شده و هاوکینگ میخاد اثبات کنه که شده ،کاملا تصادفی !!! باهاش موافق نیستم :) از هیچ چی که چیزی پدید نمیاد باید یه خالقی یه ماده اولیه درست کنه یا نه ؟؟؟؟ که بعدش تصادفا این دنیا بوجود بیاد .....و اگه دنیا رو خدا ولش کنه که نمیشه!!! پس مدبر بودن خدا چی میشه ؟؟؟ مثل اینکه ما یه ربات بسازیم خیلی هوشمند حالا بگیم برو خودت زندگی کن ،نمیشه که حتما یه جاهایی با مشکل رو به رو میشه .....حالا میگی خدا کامل مطلقه و ما رو کامل آفریده و الان ما نباید به چیزی نیاز داشته باشیم !!! ولی این کارم اشتباهه چون گفتم همه ی صفات خدا رو همزمان در بر نمیگیره.....ما ناقصیم که رباتمونو ولش میکنیم ...خدا که کامل مطلقه :)
بچه ها فیزیک واقعا الان اوله کاره و به نظرم میخاد در عرض 15 سال یه جهش بزرگی انجام بده ،بیایید یه سهمی تو این جهش داشته باشیم ،منظورم اینه که واقعا بیایید فیزیک بخونیم :) در مورده فیزیک هم اینو بگم که ناقصه جوابه همه چیرو نمیده ولی فعلا تو این دنیا ،تو این جامعه ی بشری کاملترین علمه ،بچسبینش ولش نکنین :))))
رسول آقایی
پنجشنبه 17 مرداد 1392 10:25 ب.ظ
نادون از چه لحاظ؟(البته دور از جون)
پاسخ نیما اسدزاده : دنیا که دونستن 2 تا فرمول یا مثلا روابط خوبه ،همرو درک کردنو ،زندگی خوب کردن نیست !!!! این دنیا جای دونستنه !!! اومدیم که بدونیم :) چیرو ؟؟؟؟!!!! شاید خدا !! (که واقعا سخته ) خود این دنیا !!! (که اینم راحت نیست )....کلا چی میدونیم ؟؟؟!!!! هیچ چی :) کلی میگم هاااا ....شاید آره دانا باشیم مثلا تویه موضوع خاص...ولی کلا نادونیم دیگه.... :)
رسول آقایی
پنجشنبه 17 مرداد 1392 10:22 ب.ظ
بحث جدی شده!
من خودم نویسنده ی کتاب "اصول سفسطه و مغلطه ی جوییسم" هستم! میگی نه؟ از ممد همتی بپرس! یا هادی رجبی! حتی ابی هم به این مورد "شک" نداره!
فکر کنم در مورد "جبر و اختیار" یکم سفسطه و به مقدار نیاز، مغلطه کردی!!! گفتی تو یه جبری هستیم که اختیار داریم توش و اگه یکم تیز باشیم، میتونیم کلا جبر رو به اختیار تبدیل کنیم. اینو قبول ندارم! ما کلا با اختیار کاری رو انجام میدیم. حتی اگه تیز نباشیم. حتی وقتی خوشبخت یا بد بخت میشیم. مسئله اینه که خدا دانای مطلقه. یعنی خدا میدونه که ما قراره فلان کار رو انجام بدیم. نه اینکه خدا از قبل تعیین کرده باشه که ما فلان کار رو انجام بدیم. فرق بین و فکر کردن و دونستن شاید اینه. خدا فکر نمیکنه ما چیکار کنیم، خدا میدونه که ما چیکار خواهیم کرد. اون واسه ما تصمیم نمیگیره، ما تصمیم میگیریم ولی از اونجایی اون دانای مطلقه، از تصمیم ما، از قبل خبر داشت
ولی یه مسئله پیش میاد اینجا! که اگه خدا میدونسته که ما میدونیم باید چیکار کنیم، این معجزه هایی که تو زندگیه تک تکمون اتفاق می افته، چیه؟! اینا کی تعیین میشن؟ اون لحظه؟ یا از همون قبل؟ و اصلا این معجزات نظم روزمره رو بهم میریزن! و این خیلی مهمه!
پاسخ نیما اسدزاده : آره بحث جدیه !!
رسول جان من نمیگم که با جبر کارامونو انحام میدیم،من میگم جبر رومون اعمال میشه !! من تو خیابون میرم یهو یه ماشین میاد میزنه بهم و کلا فلج میشم !!!! این یعنی چی ؟؟؟ خوب جبر روی من اعمال شد دیگه !!! مگه غیر این هستش ؟؟؟ حالا من باید از اختیاراتی که دارم باید به درستی استفاده کنم.....
آره خدا واسه ما تصمیم نمیگیره ولی واسه ما این تصمیمو گرفته قبلا که ما الان تصمیم گیرنده باشیم !!! این معجزات هم همش جبره خوب:))) جبر که فقط بدی نیست :) مثلا من امروز ازبانک زنگ زدن بهم گفتن برنده ی 200 میلیون شدم!!!!! خوب اینم جبره دیگه دسته من که نیست!!!!
میتونم بگم که خدا همه ی این هارو میدونسته و میدونه و جبر خودش رو به ما اعمال میکنه ،حالا این بنده های خدا هستن که با این اختیاراتی که دارن باید خودشونو اثبات کنن :) فرق خوب و بد هم از همین جا معلوم میشه .....
هادى رجبى
پنجشنبه 17 مرداد 1392 10:08 ق.ظ
فرق انسان با ربات هوشمندى كه به مریخ رفت چیه؟
با توجه به اینكه اونم یاد میگیره و انتخاب میكنه؟
پاسخ نیما اسدزاده : خیلی فرق هست مثل فرق بین ما و خدا !!!!!! ولی نه اگه هادی جان منظورت این کاوشگره که من گفتم ،من فقط مثال زدمش تا بگم آمریکا قدرتش کجا و ما کجا !!!!!!!!
یا اگه منظورت ربات های با هوش مصنوهی هستش .....خیلی خوبن ،اینده ی خوبی دارن :))) کدومه منظورت هادی جان ؟؟؟؟
رسول آقایی
چهارشنبه 16 مرداد 1392 09:28 ب.ظ
بازم سلام.
اگه زیاد نظر میذارم، خودت ببخش دیگه. به هرحال میچسبه این صندلیه که هی نطر میذارم.
اول اینو بگم که هادی(رجبی) خودت تا حالا کار کردی؟!! مثلا مشاوره دادی به کسی؟ به عبارتی 12 میلیون یه جا در آوردی؟!!
یکی هم اینکه 13 اصلا عدد نحسی نیست. فوق العادس. واسه اینکه کسی بهش نزدیک نشه، گفتن نحسه.
1- نمیا جان گفتی عاشق شدی. چند بار؟
2- گفتی آمریکای جنایتکار! چرا آمریکا؟ ما که هرروز داریم با پیشرفت هامون میزنیم تو دهن این مزدورای مستکبر!
3- ترجیخ میدی از ایران بری و از زندگیت لذت ببری یا بمونی و مملکتت رو بسازی؟ البته تو هرکشوری نمیشه از زندگی لذت برد.
4- نظرت درباره جبر و اختیار چیه؟
5- به نظرت خدا دیگه با ماها کاری نداره؟ و جهان با اون نظم و قوانینی که قبلا خدا براش چیده پیش میره؟
6- خدا گفته از تو حرکت، از من برکت. اگه یه کاری رو شروع کنی(مثل مشاوره!!!) و کلی هم تلاش کنی ولی در آخر ضرر کرده باشی، اینو چطوری با حرف خدا تطبیق میدی؟ اگه 4-5 تا کار دیگه رو هم امتحان کنی و بازم شکست بهت هدیه داده شه(!) اونوقت چی؟
7- کلا با فلسفه چطوری؟ تو کارش هستی یا نه؟ یعنی کتاب متاب میخونی در این مورد؟
8- با خدا دعوات شده؟ تو زدی یا اون؟!
9-چرا اون کسی که بهش سیلی میزنی،خودتی؟
10- چرا لازم نمیبینی حودتو به من بشناسونی؟ همون منی که تورو نمیشناسه.
11- خودتو برا منی که نمیشناسمت بشناسون!(تکرار سوالمه). کاری با این نداریم که تو نیاز میبینی که خودتو بشناسونی یا نه. تو باید خودتو بشناسونی! روحیات، اخلاق، رفتار، عادات، دین، ....

پاسخ نیما اسدزاده : سلام رسول جان ....نه بابا راحت باش هر چقدر دلت میخاد(می خواد) !!! سوال بپرس ؛این حق تو هستش :)))
1)نمیا !!!!!!! دمت گرم رسول جان خندیدم :) 1 بار قبل دانشگاه که نشد 2امی همونی که همه دونستن و نشد .....و اینکه سومی رو خدا بخیر کنه :)))))))))
2)ببین یه کشوری که یه کاوشگر 1 تنی (یعنی یه ماشین هم اندازه پراید) رو با موشک از جو زمین میبره بیرون ،بعد میفرستتش مریخ اونم سر وقت تعیین شده !!!!! و اینکه همچین کشوری توی هر زمینه ای شماره 1 هستش :) بگو خوب .... آیا من و امثال من از کسی که اونجا به دنیا اومده چیزی کم داریم ؟؟؟؟ 100 درصد نه.....پس من حق خودم میدونم واسه پیشرفت برم همچین جایی، خودمو اثبات کنم ...حالا خیلی جای بحثه...من نمیگم از اینکه ایران بدنیا اومم ناراحتمو کشورمو رها میکنمو از این حرف ها .....ولی عقل سلیم میگه اونجا بهتر میتونم پیشرفت کنم، و این خوبه.....
3)ترجیح میدم از ایران برم یکم سختی بکشم ،هر وقت که از علمشون اشباع شدم برگردم ،اونوقت اگه اینجا جایگاه خودمو پیدا کردم که هیچ نوکره کشورم هستم و هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم واسش ،ولی اگه نه جایگاه من نادیده گرفته بشه 100 درصد میرمو اینبار از زندگیم لذت میبرم :)
4)تویه یک کره ی بزرگ جبر قرار داریم که توش پره کره های اختیاره ....( این کره که میگم همون منظور شکله کره هست هااا واسه تجسم بهتر ) و این به ما بستگی داره اگه از این کره های اختیار به درستی استفاده کنیم میتونیم جبر حاکم بر خودمونو بشکنیم در غیر اینصورت اون مارو میشکنه :) یه جورایی توضیح دادم که جبری وجود نداره یکم دقت کنین به جمله ی من :))))
5)چرا با ما کار نداره !!! ؟؟؟ این به دور از حکمت خداست ....خدا مگه بیکار میشینه ؟؟؟؟ خدا نظمو چیده ولی الانم داره این نظمرو کنترل میکنه.... مثل کتابای دین و زندگی گفتم نه ؟؟؟ :))
6)از ما حرکت ولی حرکت درست !!!! قبل حرکت باید همه ی جوانب کاررو در نظر بگیریم ....اگه کاری که انجام دادیم نتیجه ی دلخواه مارو به دست نده مشکل از ماست نه اینکه ار خدا :) خدا همیشه برکتش نصیب حال ماست ...همین که میتونیم قبل حرکت فکر کنیم !!!! ( قبل حرکت دقت کن ) این نشون دهنده ی برکت خداست دیگه ...برکت که فقط برکت مادی نیست ....میبینی که خدا قبل حرکتم برکتشو از سرو صورتمون میریزه .....:)
7)یکی از اهداف کوچیکم فیلسوف شدنه ....قبل دانشگاه یه کتاب سنگین خوندم مغزم تابشو نیاورد ...گذاشتم کنار تا موقع مناسب برم سراغش ، حالا کی ؟؟ خدا میدونه :)
8) جراتشو ندارم .....ولی میدونم اگه دعوام بشه دسته نوازش رو صورتم میکشه چون خیلی نادونم :)
9)واسه اینکه خیلی نادونم :)
10)کلا شناسوندن خودت به کسی لازم نیست به نظرم...اگه اون شخص قرار باشه تو رو بشناسه مطمئنا یجورایی تورو خواهد شناخت....
11)بیا یه مدت با هم باشیم ، چش تو چش هم نگاه کنیم خودت منو میشناسی :) (به خدا نمیپیچونم هاااااا ) کلا به این اعتقاد دارم.... یهنی اینطوری بگم یه جا نمیشه خودتو بشناسونی باید یکم زمان بگذره....
ممنون رسول از سوالاتت ....بازم منتظرم....
هادی رجبی
چهارشنبه 16 مرداد 1392 04:12 ب.ظ
شی میگه؟ تو اسمونا دنبالت میگشتیم اقا نیما رو صندلی داغ پیدات کردیم؟!!
1.دوست داشتی تو کدوم برحه از تاریخ و تو کجا بودی؟چرا؟
2.دوست داری کدوم کشور زندگی کنی؟اصن به کشور اعتقاد داری؟
3.اگه یه معلول ببینی نسبت بهش چه حسی داری؟چه فکری میکنی؟اگه ازت بپرسه چرا تو اینطور نشدی ومن اینطور شدم چی میگی/
4.به نظرت عشق واقعی هم وجود داره؟
5.خوبی و بدی نسبی هست ایا؟
6.اگه بخوای تو صورت کسی سیلی بزنی اون کیه؟
7.با بابات قهر کردی؟مسافر کشی کردی؟اصن تا حالا کار کردی؟
8.نظرت راجع به طلاق ؟
9.چرا صدها سال هست که بشر از لحاظ اخلاقی پیشرفت نمیکنه؟چرا تاریخ(قتل عام،دیکتاتوری،دزدی)تکرار میشه
10.به پول زیاد اعتقاد داری؟یعنی علم بهتر است یا ثروت؟
11.فعلا اینارو داشته باش تا بعد
13.اینم فقط بخاطر اینکه با عدد نحس تمومش کنم
پاسخ نیما اسدزاده : سلامممممممم هادی جان....منم همینطور .....کجایی تو ؟؟؟؟
1)همین جا خوبه ....چون واسه این برحه از تاریخم :))))
2)فقط آمریکا ....
3)حس خوبی ندارم ولی همیشه وقتی میبینم حس مسولیت پذیریم میره بالا ....یعنی بعضی وظایف اوناهم به عهده ی ماهاست.....
4)آره چرا که نه ؟؟؟!!!
5)شاید ....بعضی وقت ها :)))))
6)خودم
7)اره ولی خیلی کم ....اره یه مدت این کارو کردم....بله کارگری کردم ...خیلی هااااااا....
8)دیوونه بازی....
9)چونکه بشر بچه ای بیش نیست .....همش بچه بازیه .....
10)هر دو با هم خوبن ....ثروت بدون علم بی فایده است ....همونطور که علم بدون ثروت فایده ای نداره.....
قربونه صفای تو.......
هادی محبّی
چهارشنبه 16 مرداد 1392 11:40 ق.ظ
سلام نیما جان.خوشحالم میبینم روی صندلی داغ نشستی
1.آخرین کتاب غیر درسی که خوندی چی بوده؟
2.از کدوم نوع موسیقی خوشت میاد و بیشتر کدوم خواننده؟
3.بیشتر اوقات فراغتت رو چطور میگذرونی؟
4.اهل ورزش هستی؟چه ورزشی؟
5.فیزیکدان مورد علاقت کیه؟چرا؟
6.باتوجه به اینکه به نجوم علاقه داری به نظرت زیباترین جرم آسمانی چیه؟
فعلا همینا بسه.تا بعد
پاسخ نیما اسدزاده : سلام ....آقا هادی گل.....ممنونم....
1)جرات داشته باش،آرزو کن،قدم بردار....اسم اخرین کتابی که خوندم.....
2)موسیقی پاپ و راک از هاوس هم خوشم میاد..... emre aydin خواننده ی مورد علاقه ی من....
3)اینترنت...ورزش....
4)یله ،دویدن،دوچرخه سواری و بسکتبال.....
5)نیوتون و اینشتین و ریچارد فاینمن....
6)زمین خودمون بهترینه ....ولی بعد زمین، کهکشان اندرومدا رو خیلی دوست دارم....ولی همشون خوبن....
دستت درد نکنه ....
رسول آقایی
سه شنبه 15 مرداد 1392 11:31 ب.ظ
از اون نظرامه که چندتیکس! معذرت میخوام از همه. قبلا گفتم، چون دونه دونه میخونهم این نظرا رو و هرجا نظرم اومد، نظر میذارم(!)، اینجوری میشه.
1- خانم موسوی(ولولوژی رو خوب اومدین ) درس خون نیس؟!!! درس خوندن از سر و صورتشون میباره! تابلوه اصلا بابا... والله به قرعان!
خانم فرامرزی هم خداییش با خانم موسوی جور میان که اکثرا باهم هستن دیگه! بیشتر از این پشتکار به خرج بدن، من و امثال من دیگه باید دور دانشگاه رو خط بکشیم.
(از خانم موسوی و فرامرزی و همه ی خانم هایی که احساس صمیمیت میکنن و اسمشونو مینویسن و خودشونو نمیگیرن، واقعا تشکر میکنم. همشون گل هستن. روحانی مچکریم!!!)
3- من خود بزرگ بینم؟! جدا؟!
من قسم میخورم(اولین باره تو وبلاگ قسم میخورم تا باورکنن همه) که تو هیچ کارو هیچ وقت و هیچ حرفی قصد خودبزرگ بینی نداشتم و ندارم و کلا از این اخلاق بدم میاد. از روزی که اومدم دانشگاه، تمام سعیمو کردم که خاکی باشم.
حالا کدوم کارامو میگی نیماجان؟ دوستان کدوم کارامو میگن؟!!!
فکرکنم حتما باید تو رفتارم یه تجدید نظر جدی بکنم.
4- یه بار یه بوهایی میومد که عاشق یکی شدی، خودت تایید میکنی همین جا؟ یا مجبور میکنی ماها تایید کنیم؟!! منبع موثق بوده ها!!!
الانم راستشو بگو. کسی رو مدنظر داری یا نه؟
5- یه اتفاق خوب تو دانشگاه- یکی بیرون از دانشگاه- یه اتفاق بد تو دانشگاه(به جز ماجرای حالگیری این ترم)- و یکی بیرون از دانشگاه رو تعریف کن.
6- واقعا دوست داری چه سوالی ازت پرسیده نشه؟ خدا وکیلی راستشو بگو.
7- به همون سوالی که بالا گفتی دوس نداری ازت پرسیده بشه، جواب بده!
راستی با اینکه روز دوم صندلیته، ولی خیلی جذاب و داغه واقعا. دم دوستان و خودت گرم
پاسخ نیما اسدزاده : اشکال نداره عزیز راحت باش .....
1)آره دیگه درس خون نیست دلیلشم پایین نوشتم :))))
2) رسول سوال 2 نامریی نوشتی ؟؟؟؟؟
3)منم نگفتم که خود بزرگ بینی...من میدونم تو هیچ وقت این قصد رو نداشتی...ولی گفتم طوری میشه که همه اینطوری فک میکنن..... الان جدا حضور ذهن ندارم مثال خاصی بزنم ...کلا ازت نیمچه شناختی که دارم اینطوریه خوب...این نظر منه شاید درست نباشه.....خودت باش تجدید نظر واسه چی ؟؟؟؟؟خیلی هم خوبه اتفاقا اخلاقت :)))))
4)اره خودم تایید میکنم ...همه دونستن خوب ازبس که دهن لق زیاد داریم :))))) الانم حقیقتا زیاد راجبه این موضوع فکر میکنم ،حالا بینیم قسمت چیه :)))))
5)اتفاق خوب توی دانشگاه !!!!! فک نکنم ،همش بد بوده...ولی نه صبر کن آشنایی با ورودی های بهمن 89 اتفاق خوبی بود.....اتفاق خوب بیرون دانشگاه اینکه یکی از رفیقام رتبه ی 1 دانشگاه خودشونه ،من با شنیدنه خبرش حال کردم انصافا..... اتفاق بد توی دانشگاه همون عاشق شدنم :)))) اتفاق بد بیرون دانشگاه اینکه اسباب کشی داریم تو این هیروویری !!!! یعنی خیلی بدم میاد از اینطور یلاتکلیفی !!!!! میدونین که ؟؟؟؟ :))))
6)هر چی دوست دارین بپرسین ....نگران نباشین جواباشونو خدا میرسونه :)))))
7) ؟؟؟؟؟؟؟؟
دم خودت گرم رسول جان ....سوالاتت قشنگ بودن.....
N.M
سه شنبه 15 مرداد 1392 10:25 ب.ظ
جالبه! شما از کجا فهمیدید زیاد درس خون نیستم!!؟؟ چون اکثر دوستام که با من یجا نبودن برعکس این فک میکنن!!!
پاسخ نیما اسدزاده : خوب خیلی ساده است،چون اگه درس خون بودید الان همه ی نمره هاتون 20 بود خوب !!!! :))))


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo