تبلیغات
دانشجویان فیزیک ارومیه - خاطره ها

خاطره ها

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:دوشنبه 30 اردیبهشت 1392-10:25 ب.ظ

یاد باد ان روزگاران یاد باد




منزلگاه عشاق(شهر چای)
فکر کردین چی؟کاسپاروف شکست خورد ،جون مولی راس میگم




از اون رفاقت های قره داغی با این دوتا(مث لاله و لادن )



خدا بیامرز رضا رضایی، عجب پسر گلی بود به قول هیچکس اون مث داداشم بود

اره دیگه تو جاپون تو خوابگاهشون ربات دارن ما هم اینجا موقع غذا خوردن عقرب میاد پیشمون .تو تصویر میبینین دیگه انداختیمش تو قوطی سفیده
خدا وکیلی یه ذره مونده بود باغالیارو بغل کنیم.حالا جالب اینجاست عقرب بردم  امور خوابگاه ها یارو میگه خب حالا چه کاری از دست من بر میاد؟یعنی اینا به روح اعتقاد دارن؟



سر کلاس دکتر نادر-علی که چیزی نمیشه یاد گرفت  ولی استعداد نقاشی بچه هارو خوب شکوفا کرده.
اسم تابلو:نقاشی و پاور پوینت   اثر محسن حضرتی



طبیعت گردی در باران ویک چای دیشلمه روی اتش خار زیر باران.اووففف


اینم پارک عشق .عکسای عشق و باید به عاشقا نشون داد    دل خستست از عالم .....با صدای هایده علیه السلام بخونیدا!!



خزان در خوابگاههای پسران



فرهاد عشق منه دیگه،هلو 


اینم از اون فانتزیای منه 

سلطان قلبها


بهرام شوماخر
حیف عکس شهرام شوماخر نبود

صالح بشیری رو یادتون هست؟یه بچه محل خر خون داشتیم اونم رفت.دانشگاهه داریم؟


مدیر وبلاگ در حال فرار از زلزله



مسجدم میریم بخدا .اصلنم ریا نی.


بازم فانتزی و افق


لاله و لادن


وای کشته ما رو

اینجا سر داغیserdaghi


ارزوی موفقییت در امتحانات دارم براتون

htdk ;at ;vnd ]d k,ajl sv ;hvd



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Where is the Achilles heel?
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:10 ب.ظ
Good day! I know this is kind of off topic but I was wondering
which blog platform are you using for this site?
I'm getting sick and tired of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking at alternatives for another platform.
I would be great if you could point me in the direction of a good platform.
Where is the Achilles heel?
پنجشنبه 9 شهریور 1396 04:01 ب.ظ
Howdy just wanted to give you a quick heads up.
The text in your post seem to be running off the screen in Safari.
I'm not sure if this is a formatting issue or something to do with web browser compatibility
but I thought I'd post to let you know. The layout look great though!
Hope you get the problem fixed soon. Cheers
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 02:52 ق.ظ
Hello! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.
I'm definitely enjoying your blog and look forward to new updates.
ساجد صفری
شنبه 11 خرداد 1392 11:34 ب.ظ
نامردا چرا از ما عکس نذاشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رزا
سه شنبه 7 خرداد 1392 03:49 ب.ظ
یباربودnnaبار!!!!
رزا
سه شنبه 7 خرداد 1392 03:42 ب.ظ


بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم



در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید



یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت



آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ



یادم آید : تو به من گفتی :

از این عشق حذر كن!

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب ، آئینه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!



با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پیش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: " تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

اشكی ازشاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!

اشك در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید،

یادم آید كه از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم

نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم!

بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

سه شنبه 7 خرداد 1392 03:18 ب.ظ
سلااااااااااااام.. خسته نباشین دوستان همکلاسی؟ راستی ازاقای بشیری خبری دارین؟
پاسخ هادی رجبی : سلام
ایشون رفتن دانشگاه شهید بهشتی
همون فیزیکم دارن ادامه میدن
رسول آقایی
پنجشنبه 2 خرداد 1392 12:03 ب.ظ
دوتا تصحیح:
استید = اساتید
نقاشیاتک = نقاشیاتم
رسول آقایی
پنجشنبه 2 خرداد 1392 12:00 ب.ظ
{با صدای بلند} "ببین منو"
{و سربازا سرشونو چرخوندن و تو با یه لبخند که به من نگا میکنی} "مثلا دارم باتو حرف میزنم"
.
.
.
.
خداییش خیلی حال کردم! تو شهرچای حال اون سربازا رو به روش خودشون گرفتی!
و کلی خاطرات دیگه...
محسن تو شد سر کلاس محمدی و نادر علی و جمعی دیگر از استید برگزیده کشوری(!!!) نقاشی نکشی؟!!! خدایش نقاشیاتک قشنگن.
ابی، ظالیم، امروز چقد دیده شدی! منظورم حضور فعالت تو عکساس!
لاله و لادن یکی(اصلیا)، لاله و لادن دوتا(محسن و بهنام)، لاله و لادن... آخه لامصب "لاله و لادن" دیگه 100تا نمیشه که!
o besahabı sil, bırin yaz pətınən mət(özümüzı deyırəm (
دست گلت درد نکنه
فرهاد ضرب پور
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 11:04 ب.ظ
سلام داش هادی.
دمت گرم بابت عکسهاخاطراتمونو تازه کردی هادی خیلی دلم واست تنگ شده.بهترین ها رو واست ارزوی میکنم.
به امید دیدار
پاسخ هادی رجبی : آه ای بادبادک
آه ای بادبادک مرا با خودت ببر
آنگاه که از بند رها میشوی
محسن حضرتی
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 03:32 ب.ظ
سلام
هادی اون منم کنار استاد ابی اسداف ؟
شبیه منه 9لی من یادم نمیاد آخه؟
عکس اون نقاشی رو از کجا گیرآوردی نکنه...؟

می دونم روزی هزار بار دنبال مصرع دوم این شعری (اینم یکی از فانتزیا شه) واسه همین واست مینویسم:

یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
دستت گلت هم درد نکنه.
پاسخ هادی رجبی : واقعا یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد دوستی کی اخر امد دوستداران را چه شد
محمد همتی
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 05:43 ق.ظ
بعله
دستت درست خسته نباشی
روم نمی شه بگم یاد باد
پاسخ هادی رجبی : بایدم روت نشه کتاب دار وکتاب گذار اعظم
چه خوابگاه خوفی بود خداوکیلی ،زلزله رو چند برابر کرد خراب شده.از ترس زهره ترک شدیم
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 01:11 ق.ظ
اچری روبردار
پاسخ هادی رجبی : جون مولی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo