خرم آن نغمه که ...

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:شنبه 30 بهمن 1395-10:55 ب.ظ

غاز ثبت‌نام مجدد آزمون #ارشد ۹۶ 

مشاور عالی سازمان سنجش:
داوطلبان از اول تا سوم اسفندماه ۹۵ فرصت دارند نسبت به ثبت‌نام مجدد در آزمون کارشناسی ارشد و یا ویرایش اطلاعات ثبت‌نامی خود اقدام کنند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تبریک و تسلیت

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:سه شنبه 12 خرداد 1394-10:05 ب.ظ

کسب رتبه 271 توسط آقای آقایی را که دوست و دشمن رو انگشت به دهن گذاشت صمیمانه تبریک و تسلیت می گویم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا "کوانتوم" و "ادراک فرا حسی" با هم ارتباط دارند ؟

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:یکشنبه 11 آبان 1393-12:39 ق.ظ

پژوهش در مکانیک کوانتومی فرایندهایی فیزیکی را آشکار ساخته است که برخی را معتقد کرده آنها دارای شباهتهایی باور نکردی با موارد ادعایی همانند شعور داشتن ذرات، ادراکهای فرا حسی (ESP)، شفا دادن مرموز و … هستند. این حرف های بیهوه ناشی از فقدان تفکر صحیح است، یا تفکر آرزومندانه، یا سو تفاهمی عمدی یا سهوی یا احتمالا مخلوطی از علل ذکر شده که باعث شده چنین نتیجه گیری شود که شاید توضیحی منطقی وجود ندارد و در عوض چنین حالت های فرا طبیعی پدید می آیند.

به گزارش بیگ بنگ، مکانیک کوانتومی نظریه ای فیزیکی برای توضیح رفتار مولکول ها، اتم ها و ذرات زیراتمی است، این نظریه با ریاضیاتی به محکمی نظریاتی که توسط گالیله و نیوتن ارائه شده میباشد که جهان را به دقت تشریح می کند. به همین دلیل است که ما می توانیم پاسخ مغناطیسی الکترون را با دقتی صریح بدست آوریم. همانطور که خواهیم فهمید نظریه کوانتوم توضیحی از طبیعت می دهد که پیش بینی های دقیق و قدرت فوق العاده ای دارد و این نظریه بازه ی وسیعی از پدیده ها از چیپ های سیلیکونی، دستاوردهای الکترونیکی همانند کامپیوتر تا ستارگان و … را در بر می گیرد.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تجربیات حیاتی و ظریف در فیزیک دانشگاه ارومیه

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:یکشنبه 11 خرداد 1393-04:37 ب.ظ

دوستان با عرض سلام

     اگه شما هم موافق باشین یه مجموعه ای درست کنیم از تجربیات خودمون از روز ثبت نام تا همین حالا در همه موارد بعد ترم بعد به صورت pdf بزاریم واسه ورودی های فیزیک تا استفاده کنن

واسه راحت شدن جمع بندی اگه مرتب بنویسید بهتر می شه
مثلا اول کدوم خوابگاه خودگردان بهترِ بعد روش خوندن درس ها به صورت موردی بعد انتخاب هم اتاقی و ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ندایی ازگور تو را به خویش می خواند

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:دوشنبه 22 اردیبهشت 1393-06:18 ب.ظ

تمام اردی بهشت ها خزان می شود 
تا تو خرداد را بیاوری
سرمست می شود بهار
از عطر گیسوان تو
که بوی بهشت را منتشر می کند
نزهتگه لحظه های ابدی
ای جاودانه ترین خواهش بی منت
                                                                                              
                                                                                                    - مهدی شهرزاد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سال نو مبارک

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:یکشنبه 3 فروردین 1393-06:09 ب.ظ

سال نو شما مبارک

هر سالتون پیروز

صد سال به این سال ها

در ایام نوروز از  کلا قرمزی غافل نشین شبکه دو ساعت 6:45 تکرار ساعت 14
من ا... توفیق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اندر احوالات

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:دوشنبه 12 اسفند 1392-11:11 ب.ظ

    عجب که بهار انگار به ارومیه هم می رسد.  این برودت و آشفتگی آب و هوا که فرنگ رفته ها گفته اند به لندن شباهت دارد، طاقت ما را طاق کرده یا به قول امروز ِ روز آمپر ما را زده بالا و این حشرات موزوی مزاج هم که تصدق صدای ظریف بال های کژ شان بشم به وقت عربستان ظاهر شدند و هی با شعار "با یه گل بهار نمی شه" به تولید دور هم دست زده اند و در محیط محترم خوابگاه احساس می شود که ما موجودات موزی شان هستیم .
    این گروه زیست که من در ابتدا بر این باور بودم که مهمان دار تربیت می کند (از آن هایی که همیشه آماده اند). این روز ها باز آن طویله ی گیاهی -حیوانی شان دارد کولاک می کند و طیف عظیم سفِ سلف روندگان رو مست و خراب می کند. این بنده حقیر بار ها گفته ام اگر این بوها نبود من می رفتم در این رشته و تا به حال برای سرطان واکسن عرضه کرده بودم البته ممکن است به ذهن کوته بین شما برسد که سرطان عامل ویروسی ندارد اما من باید به شما بگویم که شما بهتر است در حوضه تخصص تان که هنوز در آن تخصص نگرفته اید حرف بزنید و زیست شناسی را به من و سفید پوشان گروه زیستِ گیاهی بسپارید و شما نمی دانید و من می دانم که این سفید پوشان اگر لباس سفید شان را در هنگام خارج شدن از آزمایشگاه بیرون آورند و از چوب لباسی آویزان کنند و سپس به سلف یا به بوفه سر بزنند ممکن است که اتفاق خیلی خوف ناکی بیفتد که در ادامه تبیین می کنم. شاید در ابتدا فکر کنید این جنس مذکر نمای گروه محترم زیست از تنبلی شان لباس از تن نمی کنند و با روپوش سفید می گردند در حالی که از این نکته نباید غافل شد که یک پسر هر چقدر هم که اینچِ حوصله اش زیاد باشد باز کاری نمی کند که موجبات فیلم شدگی اش فراهم شود، اما در مورد جنس های مونث، این بانو های محترم به پوشش خود اهمیت وافی می دهند و حاضر نمی شوند لباس همسان با هم کلاسی شان بپوشند (گرچه تنی چند از دُفوف شیمی روپوش فیت، سایز در حد لاتکس می پوشند که منِ بنده از ایشان راضی هستم). پس یک فخر فروشی در این رفتار مستتر است که ما را در عجب می گذارد.
    این گروه مظلوم ریاضی که یک ربع آن ها نابغه علوم رایانه هستند و تنها دانشجویان دانشکده اند که اگر سواره باشند و ببینند یک دانشجوی بدبخت ِ فلک زده سالانهِ سالانهِ به سمت سلف می رود همانند این جانب، او را می رسانند هر چند سر پیچ ها با کلاچ دور بزنند. من که از این گروه به جز یک استادشان راضی هستم و امید وارم خداوند هم راضی باشد. 
    این گروه نامرئی زمین ششناسی خودشان را از پشت به دانشکده علوم چسبانده اند و بدون هیچ سر و صدایی فارغ التحصیل می شوند و می روند. خوب است  بعضی موقع ها که از زندگی سیر شدید و نفس تان در چند مرحله بیرون می آید به این گروه سری زده و به تماشای کوه و کمر بنشینید تا روحتان خنک شود.
    اما گروه بی حیا و از خود راضی و همه چی دان خودمان که فقط کافی است به یکی مان بگویند الف تا ما پرده ای از روی مجهولات نمانده باشد که ندریم و خودمان را ماچ نکنیم. یک زمانی قبل از دامیّان همه چیز دسته ما بود و هیچ کس راضی نبود، حالا حداقل خودشان راضی اند. اگر قرار بر رآی گیری باشد ما از نصف دانشگاه بیش تریم البته به لطف ریاست خودمان در سال های دور و نزدیک. همیشه به خاطر جانفشانی های اساتید و دانشجویان دکتری مان در سایر دانشکده ها از انزجار و تنفر خاصی از طرف سایر دانشجویان برخورداریم و ته دلمان غش می رود و هنگامی که دردِ دل میکنند که فلانی یه سه و نیم ثیت کرد زیر پوستی نیش خند می زنیم که این هم فقط از شوخ طبعیِ ما سرچشمه می گیرد. باشد که رستگار شویم.

ژاندر شناسی علوم 1393
من ا.. توفیق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا دنیای ما واقعی است؟

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:چهارشنبه 23 بهمن 1392-11:19 ق.ظ

ابتدای فیلم علمی ـ تخیلی ماتریکس نئو بازیگر اصلی فیلم از این که مردم براحتی می توانستند قوانین فیزیک را نقض کرده و از روی دیوارها به سمت بالا بدوند یا در یک چشم برهم زدن ناپدید شوند بسیار حیرت کرده بود. وجود این ابرانسان های نقض کننده قوانین جهان امکان پذیر بود، زیرا ضمیر خودآگاه نئو ندانسته وارد یک دنیای شبیه سازی شده واقعیت مجازی ماتریکس شده بود. این ماتریکس ساخته دست ماشین هایی بود که درک و شعور داشتند. فیلم وقتی به نئو حق انتخابی مهم و سرنوشت ساز داده شد جریان پیدا کرد. او می توانست قرص آبی رنگی را خورده و وارد هستی واقعی و روشن و واضح خودش شود یا قرص قرمز رنگی را مصرف کرده و پی به حقیقت ماتریکس ببرد و دریابد تا چه اندازه می تواند به حقیقت دست یابد.

امروز فیزیکدانان با بررسی رادیواکتیو موجود در فضا می توانند همان حق انتخاب را به ما بدهند. منظور توانایی آزمودن این فرضیه است که آیا ما در ماتریکس مجازی خودمان زندگی می کنیم. اگرچه این موضوع بسیار فانتزی به نظر می رسد، اما فیلسوف ها مدت ها برسر این که ممکن است به جای این که ذهن های زنده در دنیای واقعی باشیم، هوش های مصنوعی گرفتار در دام جهانی تقلبی هستیم بحث کرده اند. اما اگر این فرضیه صحت داشته باشد پس باید گفت بسیاری از قوانین فیزیک که به ما اجازه ابداع فناوری هایی برای بررسی این فرضیه می دهد نباید بتوانند در خصوص آن دسته از قوانین اساسی مسلط بر جهان غیرنمادینی که محل زندگی شبیه سازهای ماست کار چندانی انجام دهند. از نظر ما این برنامه نویس ها الهه های ما خواهند بود و هرگاه بخواهند می توانند دنیای مان را به هم بریزند. بنابراین چه باید کرد؟ قرص قرمز را بخوریم تا حقیقت را کشف کنیم یا موضوع پیچیده تر از این حرف هاست که خود را به دردسر اندازیم؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلطان فصل ها پاییز

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:جمعه 8 آذر 1392-04:19 ق.ظ


آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست 
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد 
جامه اش شولای عریانی ست.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تــــــــــــــــــــــــــــــــو جــــــــــــــــــــــــــه !

نویسنده :نیما اسدزاده
تاریخ:شنبه 2 آذر 1392-01:20 ب.ظ

سلام به همگی 
 دوستان عزیز ( مخاطبام همه ی 55 نفر ورودیه فیزیک هسته ای سال 89 هستن ، چه کسانی که به این وبلاگ اومدن یا کسانی که نیومدن ) ، ببینید نیت و هدف از ایجاد این وبلاگ به قول دوست عزیز آقای همتی فراهم کردن مکانی برای ارتباط هم کلاسی ها بوده و هست ، خوب در این مشکلی نیست  ... خیلی هم کار خوب و پسندیده ای بوده از نظر خود من  ...
مسائلی که پیش میاد مثله همین قضیه هایی که اخیرا شاهدش هستید ، طبیعی هستن ، همه مثل هم نیستن ، بعضی ها به قول رسول جان شعور دارن بعضی ها شعور ندارن که میان توی وبلاگ خودشونو اینطوری انگشت نمای خاص و عام میکنن ... از اینا بگذریم فقط میخام اینو بگم : عزیزان ، دوستان ، واقعا این کارایی که انجام میدیم بچگانه هستن !! یه نگاه کنیم ببینیم چیکار میکنیم ؟ کی هستیم ؟ چی هستیم ؟ به خودمون اجازه ی توهین به هر کسی رو ندیم ، این مسایل چیزی نیست که اینطوری حل بشه .... اگر دو نفر باهم مشکل داریم میتونیم اینو بین خودمون حلش کنیم نیازی نیست اینجا توی وبلاگ مستقیم یا غیر مستقیم بروزش بدیم .... حالا در مورد این پست { مطلب آخر } که رسول جان زحمتشو کشیدن باید عرض کنم که  رسول جان اشتباه هم نمیگه بعضی از این مطالبی که نوشته درسته ولی آقا رسول گل،نباید یه همچین جایی  شخصیت همه رو زیر سوال ببری ، خودت که استادی ماشالله تو دیگه چرا ؟؟؟؟
فــــــــقــــــــــط  میگم  یه نگاه به خودمون بندازیم ، به کارایی که میکنیم  ... باید شرم  کنیم از این کارامون !! یعنی این همه ضعیف هستیم که یه مشکل خیلیــــــــــــــــــــــــــــــی ساده ما رو اینطوری به جون هم میندازه ؟؟؟؟؟!!!! 
بار ها گفتم باز هم میگم فردا پس فردا بعد از فارغ التحصیلی چشم تو چشم هم میشم صد البته ، بیایید کاری کنیم که خاطره ی بدی از همدیگه تو ذهنمون نباشه .....فقط همین 
یه توصیه دارم : یک هفته ، هیچ کس در مورد این قضیه ها که پیش اومده حرف نزنه با هیچ کس ، هر کسی که به نوعی دخیل بوده بشینه  فکر کنه اگه مقصر باشه وظیفه داره بیاد عذر خواهی کنه اگه نه که حسابش جداست ... 
ممنون از همگی
این مطلب رو کلی گفتم ، دوستان و عزیزان به دل نگیرید 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مطلب آخر

نویسنده :رسول آقایی
تاریخ:شنبه 2 آذر 1392-05:49 ق.ظ

نمیدونم از چی دارین حرف که نه، "زر مفت" میزنین، ولی من نه نظری رو نگا کردم، نه نظری رو حذف کردم(البته شده نظری که خودم گذاشتم و بعد دیدم مناسب نیست، رو پاک کردم)، نه ویرایشی انجام دادم و نه چیز دیگه ای. ماکزیمم دستکاری ای که تو وبلاگ کردم، این بوده که اسم چندنفر رو به لیست نویسنده ها اضافه کردم.
بعد از اونم، هرچی هم کردم واسه این بوده که "میتونستم" بکنم. شمام هرکاری که میتونید بکنید. اصلا هم این حرف رو قبول ندارم که هرکی که هرچی میتونه بکنه، نباید حتما بکنه. نه. اونایی که "هرچی" نمیکنن، "نمیتونن" که بکنن و گرنه تا الان کرده بودن.
متاسفم که فک میکنی منم مثل خودتم، بی جنبه و کم شعورم، و نظری که علیهم باشه رو حذف میکنم.
متاسفم برات که بدون سند و اثبات، میای نظری میذاری.
متاسفم برات که میای همه رو گاو و گوسفند معرفی میکنی و .... 
دقیقا این بار از موضع بالا نگاه میکنم و این حرف رو میزنم. آدم که پایین تر از خودشو، دوست خودش خطاب کنه، همین میشه. یارو دقیقا از پیش گاو و گوسفند پاشده اومده کلاس، حالا واسه من آدم شده. سر و ته همتونم یه کرباسه ها. چه ترکاش، چه فارساش، چه کرداش و چه هرکی که از هرجای دیگس.
(دوستای واقعیم تو این کلاس، 4-5 نفرن که همونا هم برا یه عمر کافی ان.)
و یه تاسف مخصوص دیگه، برا مخاطبای خاصم! برا همه ی اونایی که این چندساله خیلی سعی کردن زیر پامو بکشن، ولی خودشون با سر زمین خوردن. چه دخترا، چه پسرا. و از همینجا به همتون میگم که من، رسول آقایی، همچنان استوار و محکم سرجام ایستادم. ایستادم تا فیهاخالدونتونو بسوزونم...
ممد تقصیر تو هم هست که پاشدی اومدی وبلاگ ساختی. درو دهاتی رو چه به وبلاگ؟ اول باید یه شعور سنج میساختی تا بیشعورا رو فیلتر کنه بعد وارد وبلاگ بشه.
جمع کنید بینیم باو."یه وبلاگ دیگه میسازیم!" از چی میترسونی؟ توی چغر 100 تا وبلاگ دیگه هم بسازی، بازم مالی نیستی. سر و تهت همینه دیگه.واللا.
حرف آخر:
نمیدونم تو این 2-3 سال کیا بودن که میومدن فحش و بد و بیراه مینوشتن، ولی واسه اتمام حجتم میخوام به همشون بگم که ارزش خونوادهاتون همین قدره که نوشتین.
(اگه کسی به این حرف آخرم اعتراضی داره، بیاد رو در رو بگه. چون من دیگه از وبلاگ میرم.)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غنی سازی

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:شنبه 2 آذر 1392-04:29 ق.ظ

بسمه تعالی

    با سلام

    هدف از انتشار این وبلاگ فراهم آمدن مکانی برای ارتباط هم کلاسی ها بود و هست .این وبلاگ با تلاش های آقای هادی احمدی و خانم ندا موسوی در طی چند ترم این اقبال را یافت تا مقبول نظر هم کلاسی ها افتد و به سرنوشت وبلاگ ِکلاسی سایر گرایش های فیزیک دچار نشود.
    چند ترم قبل بنا به انتقاد دوستان به خصوص آقای رجبی و محبّی مبنی بر اینکه این وبلاگ به صورت دیکتاتوری اداره می شود! هرچند من به خدمت آقایان عارض شدم که چیزی برای مدیریت نیست اما این جواب به قبول ایشان نیفتاد و از آنجایی که آقای آقایی به مدیریت وبلاگ  علاقه نشان می دادند و من نه به خاطر پسر عمو بودن یا علاقه شخصی ام به ایشان بلکه به دلیل حضور فعال و پر ثمر ایشان و البته ترغیب ایشان به غنی تر کردن هر چه بیش تر وبلاگ ترتیبی را اثر دادم تا ایشان مدیریت وبلاگ را به عهده بگیرند .
    اما در مورد مسائلی که اخیرا مطرح می شود و خاطر مبارک دوستان را آزرده ، باید عرض کنم که من نظری را حذف نکرده ام جز در شرایط خاص زیر
1) فحاشی یا توهین مستقیم یا غیر مستقیم به شخصی حقیقی و یا تحقیر شخصی حقیقی
2) در یک نظر از شخصی حقیقی نام برده شده باشد که آن شخص از ذکر شدن نامش ناراضی باشد
3) یک نظر دو بار ارسال شده باشد که هر دو نظر در وبلاگ به نمایش در آمده باشند
4) نظر هایی که  پیام تبلیغ باشند
5 ) نویسنده نظر با دلیلی خواستار حذف نظرش شده باشد همانند حذف اخیر نظر خصوصی آقای متین احمدی 

اگر دوستان اتفاق نظر دارند  که نباید نظری حذف شود اینجانب به غیر از دو مورد اول ،از آن جایی که حفظ ابروی مومن از اوجب واجبات است و بحثی در آن نیست از طرف خودم متعهد می شوم که در مورد دیگری نظری را حذف نکنم . نویسندگان محترم می توانند به صورت نظر خصوصی و با ذکر نام کاربریشان به من اطلاع دهند و من از این پس البته دوباره تاکید می کنم به جز در دو مورد اول ، نظراتشان را پاک نخواهم کرد .
    و اما ویرایش چند مطلب که به ترتیب توضیح می دهم مورد اول تصحیح غلط املایی یکی از دوستان که دو بار اتفاق افتاده و بنا به درخواست خود نویسنده بوده. مورد دوم مطلب بسیار طولانی هم کلاسی محترم خانم ندا موسوی که به صورت ادامه مطلب دار در آمد. مورد سوم عکس بسیار بزرگی که در مطلبی از آقای بهنام اسدی بود که ویرایش شد و ذکر شد که ویرایش شده . مورد چهارم  عکس هایی که آقای هادی رجبی از خوابگاه گذاشته بودند و بدون اجازه از هم اتاقی ها بود که دو مورد که به نظر من و آقای ابراهیم اسدی مایه شرمساری بود حذف شدند. مورد پنجم در صندلی داغ خانم مریم زینی وند یک ویرایش ساده ، نظرات پس از تایید نمایش داده شوند. من از این ویرایش ها نادم نیستم اما دیگر مطلبی را ویرایش نخواهم کرد.
    در این جا باید از حسن نیت آقایان رجبی ، محبّی و حضرتی در مورد اینجانب کمال تشکر را داشته باشم.
هادی محبی کتاب من رو بیار پس بده.
من ا... توفیق
محمد همتی
 ١٩ محرم ١٤٣٥



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مولای عشق

نویسنده :هادی محبّی
تاریخ:چهارشنبه 22 آبان 1392-05:29 ب.ظ

سجاده ی عشق

ظهر خون مولا به تسبیح و نماز
در میان خیمه ها راز و نیاز

محشری شد چون وضو سازد به خون
قبله اش عشق است و تسبیحش جنون

کربلا سجاده ی مولای عشق
روی دوشش آتشین شولای عشق

قدسیان آسمانی سوختند
چشم بر مولای محشر دوختند

پس به تکبیر در رکوع آمد به ناز
گفت یارب من حسینم در نماز

گویدش یارب ذبیح الله منم
پاره پاره قطعه قطعه این تنم

هر نفس ذکرم فقط نام تو باد
مست مست از دُردی جام تو باد

تن که ارزان است گو جان میدهم
هرچه خواهی تو بگو آن میدهم

خوانمت امروز در میدان جنگ
آن زمان بارد به رویم تیر و سنگ

امتحانم کن که چون عاشق شدم
بی کفن بی سر ترا لایق شدم


دانلود آهنگ سجاده ی عشق علیرضا عصار


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

راست کرده جماعت علم را

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:دوشنبه 20 آبان 1392-01:42 ق.ظ

باز جماعت شورش را در آورده اند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صندلی داغ....

نویسنده :رسول آقایی
تاریخ:چهارشنبه 15 آبان 1392-01:15 ق.ظ

سلام به دوستان.

در پی گیردادن های شما(!!!) دوستان عزیز نسبت به یکی از دوستان، تصمیم گرفته شد که ایشون رو به صندلی داغ دعوت کنیم تا ببینیم قضیه چیه.
البته کار از گیردادن گذشته! رسما همه فکر میکنن مغرورترین دانشجوی کلاسمون آقای رامین احمدی هستن!
امیدوارم رامین جان دعوت صندلی داغمون رو بپذیره و تشریف بیاره ببینیم جریان این حرفایی که پشت سرش میزنن چیه...
متشکرم


اصلاحیه: به علت فرارسیدن ایام محرم، ترجیحا صندلی داغ از شنبه ی بعد از تعطیلات تاسوعا و عاشورا برگزار خواهد شد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کلاس زبان

نویسنده :رسول آقایی
تاریخ:دوشنبه 13 آبان 1392-11:15 ق.ظ

سلام به همه ی دوستان

در مورد کلاسی که قراره تشکیل بدیم چندتا چیز میخواستم بگم!
یکی اینکه یکی از کتابای اصلیمون 504 خواهد بود و لزوما کلا انگلیسی. چون شنیدن بعضی از کتابا انگلیسی-فارسی هستن، اینا به درد نمیخورن!
یکی هم درمورد ساعت کلاس ها. من چک کردم با بعضی از پسرا و دخترا، ساعت فراغتی که ماکزیمم دانشجوها هستن 12:30 تا 2 روز های شنبه و یکشنبس. بقیه ی ساعت ها همه شدیدا تداخل برنامه دارن.
اولین کلاسمونم ان شالله شنبه ی هفته ی آینده تشکیل میشه.
و یک خواهش دوستانه که لطفا همکاری کنیم تا روال کلاس زودتر طی بشه و ان شالله بتونیم خودمونو به حد تافل برسونیم در عرض این 2 ترم.
ممنون.

دوستان گفتند که بعضی هاشون یکشنبه ها حل تمرین دارن. در خصوص ساعت کلاسا بگم که این کلاسا رو ما هروقت بذاریم، مطمئنا یه سری ها ریزش خواهند شد متاسفانه. واسه همین تقریبا ساعت کلاسها فیکس شده و تقریبا قابل تغییر نیست. البته طبق همین لیستی که من دارم با همین تایم تقریبا 10-12 نفر میتونن بیان به کلاس و به نظر من این تعداد دانشجو برای تشکیل یک کلاس زبان فعال کافیه.
من شنبه همه ی اسامی رو به آموزش میدم و احتمالا دیگه کسی رو نشه بعد از اون اضافی کرد. اگه از دوستان هستن که تمایل دارند ثبت نام کنند، لطفا هرچه سریعتر بهم اطلاع بدن.
متشکر

پ.ن: دوستان این هفته به علت حضور نداشتن اکثریت دانشجوها، کلاس برگزار نشد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دعوت به صندلی کریستالی

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:دوشنبه 22 مهر 1392-03:01 ب.ظ

با سلام به همه ی همکلاسی های عزیز

امیدوارم حالتون خوب باشه

میخوام  از خانم مریم زینی وند دعوت کنم که به صندلی داغ تشریف
بیارن

امیدوارم که دعوت بنده رو بپذیرند

 

اون سوالای داغ اساسی رو اماده کنید و انتالپی صندلی رو بالا ببرید

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیباترین مناظر!!

تاریخ:شنبه 20 مهر 1392-10:08 ب.ظ


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به هم بخندیم

نویسنده :هادی رجبی
تاریخ:پنجشنبه 18 مهر 1392-10:44 ب.ظ

سلام به همه

پیرو با هم بخندیم های رسول باید عرض کنم که زندگی خود ما پره از موضوعات طنز  به همین خاطر من تصمیم گرفتم یه تعداد از اتفاقات جالب که برام اتفاق افتاده رو براتون بگم تا شاید به قول رسول با هم بخندیم

 

1.تابستون تلوزیون دائم تبلیغ میکرد خبری تازه در راه است،اخه لامصب بعد شیش ماه خبر چطور تازه مونده؟

2. تو ایستگاه مترو  نشسته بودم که مامور راهنمای مسافران مترو اومد پیشم نشست،مردمم دائم میومدن ادرس میپرسیدن  اما از مامور نه جوابی ونه نگاهی ونه حتی علایم حیاتی،مردمم ناراحت برمیگشتن

مامور رو به من :تورو خدا ببین کیا میان از ما سوال میپرسن؟

حالا بنده خدا انتظار داشت  منم تاییدش کنم

من:پ نه پ میخواستی لیونل مسی از بارسلونا بیاد ازت  سوال کنه؟!!!

3.مسخره ترین و خنده دار ترین جوکی که از رسول شنیدم این بود که رسول به من تک انداخت ز زدم میگه شارژ نداشتم!!!!!!!!!!!!

طرف بانک شارژه ها(تبلیغاتش کل وبلاگ و گرفته)

4.نمیدونم چرا از هر طرف اتوبوس رد میشی اگزوزش سمت صورت توئه؟

5.اولین شکست زندگیم وقتی بود که تو 18 سالگی فهمیدم حسین کعبی با 16 سال سن اومده تیم ملی

6.یعنی این بازیگرا خودشون حالیشونه چی میگن؟صب تا شب داد میزنن که برای بازیگری باید درسشو بخونی بعد خودشون بچه هاشون و میارن تو بازیگری

حالا بچه شم مامایی خونده ها

7.پیرمرد همسایمون فک میکنه من تو حوزه دارم درس اخوندی میخونم.هر دفعه که من و میبینه میگه پس کی امامه میذاری؟

تو رو خدا من ،هادی رجبی،یه لحظه تو لباس اخوندی تصور کنید!!!خخخخخخ باز ممد همتی رو تو این لباس میشه تجسم کرد خخخخخ

تازه اون روز رفتم تو پارک محل دارم یه کتاب پونصد صفحه ای میخونم که یکدفعه یادم افتاد اینجا که نشستم پاتوق اون پیرمردست، وای دده الان میاد فکر میکنه این کتاب قرانه و شروع میکنه سوالای شرعی پرسیدن، حالا بیا این و جمع کن

اخوند ،،،،پیرمرد همسایه،،،من،،،،کاهن معبد امون،،،،،،،زلیخا،،خخخ

8.نشستم تو تاکسی که یهو یه ماشین پیچید جلو ماشینی که من توش نشسته بودم، راننده تاکسی هم سریع سرشو از شیشه برد بیرون و شروع کرد به فش دادن(ههووویییی تشتک،،قارپوز،،،مادر،،،)یه چند قدم جلوتر نرفته بودیم که راننده ی ماهم پیچید  جلو یه ماشین دیگه اون راننده هم سرشو اورد بیرون و شروع کرد به راننده ما فش و بدو بیراه(ههوووییی فلان فلان شده ی عمه ننه ، بیام پایین یه فیلیپینی بزنم صدای بزمجه بدی،داوار مگه چشم نداری،،مادر،،،)فک کنم یه چند قدم جلوترم اون پیچیده جلو یکی دیگه و این داستان ادامه داره

مواظب باشید اگه این سلسله مراتب رانندگی تو ایران به شما رسید سرتونو بیرون نیارید

 

فعلا...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ای اون کسی که

نویسنده :محمد همتی
تاریخ:یکشنبه 14 مهر 1392-01:34 ق.ظ

راس می رم سر اصل مطلب هم خوابگاهی نفهم  احمق و بی شعور مگه چقدر وقت می بره  ، از حموم میای بیرون اون حموم خراب شده رو همون جور ول نکن مگه خودت به بار دیگه نمی ری حموم  . منم که یاسین تو گوش خر می خونم سر دوش  رو که می خوری با مایع دست شویی لباس می شوری تو آشپز خونه مسواک می زنی خب نفهم یه کم ، نه زیاد ها یه کم فکر کن لامصب  اگه هم خیلی تنبلی در چند مرحله برو حموم اگه هم که فکر می کنی زرنگیه سخت در اشتباهی چون این می شه عادت بچه       ی .


باید به بابای بعضی از دوستان گفت که آقای محترم خیلی از داروخونه ها شبانه روزی ان .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو